تبليغاتX
خداي مهربون
معرفي وبلاگ جديدم
شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 | سيد

سلام بر همه دوستان بزرگوارم

از اينكه مدت زيادي نبودم شرمنده

وبلاگ جديدي در باب معرفت و بصيرت صالحين راه اندازي كردم كه فعلا اگر وقت شد در آن وبلاگ مطالبي خواهم نوشت و منتظر دوستان و عزيزان همراه خودم هستم

آدرس وبلاگ جديد :

http://seyed313.blogfa.com/
لینک ثابت
سفارشات و وصیتنامه حضرت زهرا (س)
چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389 | سيد

سلام

ايام فاطميه نزديك است

شهادت آن بانوي مظلومه را به پيشگاه قطب عالم امكان حضرت حجت ابن الحسن (عج) و تمامي شيفتگان مكتب اسلام ناب و اصيل تسليت عرض مي كنم .

ان شاء الله اگر بتوانم در باب شهادت و موضوعات پيراموني آن حضرت مطالبي در اين ايام برايتان خواهم نوشت فعلا اين مطلب اول را به عنوان وصيتنامه و سفارشات آخرين حضرت زهرا (س) به اميرالمومنين (ع)را مي گذارم تا با دعاي خير دوستان توفيق ادامه مطالب را داشته باشم .

بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول‏اله و هى تشهد ان لا اله اله الله و ان محمدا رسول‏الله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور يا على انا فاطمه بنت محمد زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا و الاخرة انت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل وصل على و ادفنى بالليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقراء على ولدى السلام الى يوم القيامة.(1)
اين است وصيت فاطمه دختر رسول خدا و او شهادت مى‏دهد به يگانگى و يكتايى ذات باريتعالى و رسالت حضرت محمد رسول‏الله و گواهى مى‏دهد كه بهشت حق است و آتش جهنم حق است و بدون شك قيامت در پيش است و خواهد آمد و خدا در آن روز همه را از قبرها برمى‏انگيزد يا على من فاطمه دختر محمدم كه خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت همسر تو باشم و از آن تو، تو از هركس بر من نزديكترى مرا شبانه حنوط كن و شب غسل بده و شبانه كفنم كن و شب به خاك بسپار و كسى را از دفن من مطلع مكن. تو را به خدا مى‏سپارم و سلام من به فرزندانم تا روز قيامت برسان. و در بعضى از روايات دارد كه زهرا عليهاالسلام به على عليه ‏السلام گفت: يابن عم دلم تمناى مرگ دارد ساعتى نخواهد گذشت جز آن كه از تو مفارقت نمايم.

على عليه ‏السلام فرمود: اى دختر رسول خدا وصيت كن به آنچه مى‏خواهى و هر چه در دل دارى بيان كن على عليه‏ السلام نشست بالاى سر فاطمه و خانه را از بيگانه خالى كرد جز فاطمه و على كسى نبود فاطمه عرض كرد: اى پسر عم هيچگاه در زندگى به شما دروغ نگفته‏ام و در زندگى زناشويى با تو راه خيانت نپيموده‏ام و لا خالفتك منذ عاشرتنى. و هرگز در معاشرت با تو از در مفارقت وارد نشده‏ام و پيوسته مطيع فرمان تو بوده‏ام. على عليه ‏السلام فرمود:

پناه مى‏برم به خدا (اى دختر رسول خدا) تو بانوى راستگويى و داناتر و پرهيزگارتر و نيكوكارتر و گرامى‏تر از هركسى، من نيز از خدا در مخالفت با تو بيمناك بوده‏ام و فراق تو بر من سخت ناگوار است فقدان تو بر من تجديد مصيبتى است كه از رحلت پيغمبر بر من وارد شد به خدا قسم مصيبت فراق تو بر من چنان است كه هيچ چيز نمى‏تواند مرا تسليت دهد در آن حال هر دو به گريه افتادند و مدتى زار زار اشك ريختند (بعضى نوشته ‏اند كه چون اطاق خلوت شد زهرا عليهاالسلام به على عليه ‏السلام عرض كرد پسر عم جلوتر بيا و دستت را روى سينه من بگذار على عليه ‏السلام خواهش آن بانو را عمل كرد آنگاه عرض كرد پسر عم از من راضى باش على عليه ‏السلام فرمود: زهرا جان از تو راضيم خداى نيز از تو راضى باشد. عرض كرد نه على جان مى‏دانى من از چه چيزى از شما رضايت مى‏خواهم روزى كه دشمن به صورت من سيلى زد و با خستگى و درد جسمانى و روح افسرده آمدم منزل ديدم تو در كنج حجره نشسته‏اى و مشغول جمع‏آورى قرآنى با تندى با شما سخن گفتم و به شما گفتم يابن ابی طالب اى پسر ابی ‏طالب در كنج حجره نشسته ‏اى و مثل جنين در رحم حجره قرار گرفته‏اى دشمن به همسرت تعدى كرده... غصه ‏دار بودم و با تو پرخاش كردم اينك از تو رضايت مى‏خواهم از من راضى باش)

مولاى متقيان سر فاطمه را به سينه چسباند و با مهربانى فرمود: زهرا جان از تو راضيم خدا و رسول از تو راضى باشند هرچه مى‏خواهى بگو كه اجرا خواهم كرد. آن بانو در حالى كه اشك مى‏ريخت گفت شوهر گراميم خداوند تو را جزاى خير دهد وصيت من اين است كه دختر خواهر من امامه را تزويج كنى (امامه دختر زينب بنت رسول‏الله بود كه مادرش در زمان پدر فوت كرده بود) زيرا امامه به فرزندان من مهربانى خواهد كرد و بهترين پرستار آنها است و مرد هم ناگزير است زنى در خانه داشته باشد.
از جمله وصاياى حضرت زهرا عليهاالسلام به همسرش اين بود كه گفت: شوهر عزيزم براى من تابوتى بساز كه فرشتگان صورت آن را به من نشان داده‏اند و امام عليه‏السلام از وى خواست كه وصف آن را برايش بيان كند تا طبق خواسته‏اش عمل نمايد.
«مورخين نوشته‏ اند كه وصف تابوت در متن وصيت آن بانوى بزرگ اسلام نيست» و باز گفت: همسرم وصيت ديگرم اين است كه هيچكس به جنازه من حاضر نشود.

من از اين مردم كه به من ستم كردند و حق مرا غصب نمودند متنفرم.


اينها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند اجازه نده از اين قوم و هوادارانشان كسى بر جنازه من حاضر شوند و نماز بخوانند يا على مرا در تاريكى شب آنگاه كه ديدگان مردم به خواب رفت به خاك بسپار تا از دفن من بى‏خبر باشند. (2)

 

1ـ بحار چاپ قديم ج 10/ 61

2ـ فاطمة الزهرا سيدة نساءالعالمين/ 435

التماس دعا

لینک ثابت

پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388 | سيد

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

سلام

ماه ربیع الاول و ماه تمام شدن غمها و مصیبت زدگی اهل بیت پیامبر اسلام بر شما مبارک باد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

لینک ثابت
خروش دوباره ملت در 22 بهمن
سه شنبه بیستم بهمن 1388 | سيد

دهه فجر از نگاه مقام معظم رهبری

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌كردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام و مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد

۲۲ بهمن با خروش دوباره اقیانوس ملت کفهای کثیف روی دریا را پاک خواهیم کرد و به استکبار و جیره خواران بی مغز و ایادی مزدور آمریکا و صهیونیست جهانی خاطر نشان خواهیم کرد که این خوابی که دیده اید هرگز تعبیر نخواهد شد ! 

 به امید پایداری انقلاب اسلامی ایران تا ظهور حضرت حجت (عج)

 

لینک ثابت
اربعین امام حسین (ع)
پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 | سيد

 

اربعين آمد و اشكم ز بصر مى آيد
گوئيا زينب محزون ز سفر مى آيد
باز در كرببلا شيون و شينى بر پاست
كز اسيران ره شام خبر مى آيد

وقتى كه گرد و خاك پيكار عاشورا فرو نشست و صداى چكاچك شمشيرها، با واپسين تپش قلب مجاهد مردان ، خاموش گشت و زمانى كه خنجر سياه كين ، فرياد سرخ حسين عليه السلام را همراه حنجره اش بريد دوران پس از حسين يعنى فصل پيام آغاز شد.
عصر عاشورا آغاز رسالت بود و از همان ساعت ، خون گرم سالار شهيدان ، دروازه دلهايى را گشود كه با هيچ لشگرى بجز خون فتح نمى شد.
عصر عاشورا پايان حضور جسمانى امام حسين در صحنه و آغاز عصر عشق به حسين بود و از آن غروب سرخ فام تا امروز، بشريت در عصر حسين زيست كرده است ، كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا.
عصر عاشورا پايان حضور جسمانى امام حسين در صحنه و آغاز عصر عشق به حسين بود و از آن غروب سرخ فام تا امروز، بشريت در عصر حسين زيست كرده است ، كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا.
پس از آنكه كارزار پايان يافت و حسين ، عمود خيمه عشق ، بر زمين افتاد و طوفان طف فرو خوابيد، مبارزه نوينى در برابر ظلم آغاز و جبهه اى به وسعت قلب همه انسانها باز شد. اين بار قهرمان داستان زينب است و زبان گوياى او و امام سجاد عليه السلام شمشير برانى است كه رگ حيات ستم را قطع مى كند.
كاروان اسرا، از كانون حماسه دور مى شود و حال و هواى آنان ائينه تمام نماى ماهيت نهضت حسين است . از سرهاى بريده نور مى بارد و از راس نورانى حسين عليه السلام آواى قرآن بگوش مى رسد: ام حسبت آن اصحاب الكهف و الرقيم كانوا من اياتنا عجبا
شبها، اهل بيت قرآن و نماز شب مى خوانند و ذكر خدا از لبانشان جدا نمى شود و از اسارت خويش و شهادت مردانشان پشيمان نيستند.
اين قافله بجاى آنكه نشانه افتخارات لشكر كوفه باشد نمايشگر قساوت يزيديان و مظلوميت و حقانيت سپاه جان باخته عشق است .
زينب ماموريتى ويژه و سنگين به عهده دارد. شهداء در قتلگاه آراميده اند و تكليف خود را به بخوبى انجام داده اند و شاهدان بايد در طول مسير، رسالت تبليغى خود را به انجام رسانند. آيا اسارت و زنجير مانع از انجام تكليفشان خواهد بود؟ آيا كشته شدن عزيزانشان و تالمات روحى ناشى از آن ، آنان را از مسئوليت خطير ابلاغ پيام باز خواهد داشت ؟
خيابانهاى كوفه و شام و مجلس يزيد و ابن زياد جواب اين پرسشها را بخوبى مى دهد كه هيچ نيرويى قادر نيست ايمان زينب و زبان رساى على گونه اش را به زنجير كشد.
دست ستم در پوشش تبليغاتى عوامفريبانه و زهر آلوده به خون فرزندان فاطمه آلوده شده است و جو مسموم تحريف حقايق هنوز اجازه نمى دهد تا مردم از ماهيت جنگ نينوا آگاه شوند. فريادى روشنگر لازم است تا مردم پشت جبهه را از عوام فريبى ها و تحريف ها آگاه شوند. فريادى روشنگر لازم است تا مردم پشت جبهه را از عوام فريبى ها و تحريف ها آگاه سازد. جنگ تبليغاتى آغاز مى گردد. جنگى نابرابر كه در يك طرف ، حكومت با تمام ساز و برگ تبليغاتى و در طرف ديگر زنان و كودكانى داغديده ، گرسنه و خسته .
زينب در كوفه و شام پرده از چهره كريه بنى اميه برداشته و با منطق علوى ، مغلطه ها و سفسطه هاى ابن زياد و يزيد را افشار مى كند و با افشاگريهاى روشنى بخش خود، از جنايت هولناكى كه در سرزمين خونبار تف رخ داده پرده بر مى دارد و بدين ترتيب نقاب از سيماى حسينيان و فرزندان رسول خدا كنار مى رود و...
اعتراضها، قيامهاى و انقلابها يكى پس از ديگرى آغاز مى شود و پيام كربلا به گوش تاريخ مى رسد و عاشورا را جاودانگى مى يابد و قتلگاه حسين عليه السلام قبله گاه مى گردد و امت هاى افسرده را جانى دوباره مى بخشد.
در فصل پيام خون ، زينب عاشورايى در تبعيد به پا مى كند و جوامع بشرى از آن تاريخ به بعد گلواژه آزادى و شهادت را از شجره خونين كربلا مى چينند. و اينك اى حسين ! آرامگاه و بارگاه تو آرامش بارگاههاى متعفن طاغوتيان را بر هم زده و زيارتگاه شيفتگان حق و تشنگان عدالت ، گشته است و تربت پاك تو سربازان عاشقى تربيت كرده است كه در طول تاريخ عاشوراها ساخته اند و پرچم امر به معروف و نهى از منكر را كه در كربلا برافراشتى بر تارك تاريخ به جنبش در آورده اند و خيمه عشقى كه در نينوا زدى همچنان بر پا نگهداشته اند.
ياد بود رستاخيز عاشوراى تو هر سال با شكوهتر از سال پيش بر پا مى شود و هر محرم و صفر شور و شعور و عشق و عقل ، در صحنه جامعه و در درون انسانها به ملاقات هم مى آيند، اگر عشق تو در دلها نبود عقل بى پناه مى ماند و اگر شور تو بر سرها نبود شعور مى خشكيد.
ياد بود رستاخيز تو هر سال از عاشورا تا اربعين ، خلق جهان را متوجه پيام قيامت مى كند. عاشورا روز شهادت حماسه سازان و اربعين روز زيارت مرقد عاشور سازان است .
عاشورا خروش خون حسين و اربعين ، پژواك اين فرياد ظلم شكن است . عاشورا و اربعين نقطه ابتدا و انتهاى عشق نيست بلكه چله عارفانه شيعه است ولى نه مثل چله درويشان و مرتاضان در كنج عزلت و خانقاه . بلكه همچون خود حسين در ميانه انسانها و جامعه .
عاشورا تا اربعين نقطه اوج عشق حسين است و در اين چهل روز، حسين عليه السلام تنها سخن محافل و مجالس است تا در طول عمر انسان بهانه بيدارى ظلم ستيزى باشد.
عاشورا زمانه خون و ايثار و اربعين بهانه تبليغ و پيمان است ، عاشورا روزى است كه حسين با تاريخ سخن گفت و اربعين روزى كه تاريخ ، پاى درس حسين عليه السلام مى نشيند.
عاشورا روزى كشت خون خدا در كوير جامعه ظلم زده و و اربعين آغاز برداشت اولين ثمره آن است . اربعين فرصتى براى اعلام همبستگى با عاشورا است .
زيارت اولين زائران حسين و بازگشت اهل بيت امام بر سر خاك گلگون شهيدان بهانه اى منطقى براى تاسيس عزاى اربعين بود. اولين حسين عليه السلام چه جابر باشد و چه ديگران و جابر قبل از اهل بيت به كربلا آمده باشد يا پس از آنان و اين حضور چه در اربعين اول باشد و چه در اربعين دوم ، تغييرى در فلسفه اعلام اربعين به عنوان چهل روز عزا براى حسين عليه السلام ايجاد نمى كند.
چهل روز متوالى - از عاشورا تا اربعين در واقع مراسم سالانه و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاريخ است و در اين اعتراض عمومى ، حسين سمبل شجاعت ، پايمردى و آزادگى و يزيد نماينده و مظهر جور و فجور است . در اين چهل روز ياد حسين صدرنشين محفل دلها است و افكار عمومى بيش از هر حادثه مهم ديگرى تحت تاثير حادثه كربلا است و اين چهل روز فرصت مناسبى است تا مردم ، عشق به حسين و كينه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و اين كينه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آميزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا كنند تا كلاس درس عاشورا هر سال با شكوهتر از سال پيش ‍ دائر گردد. اينجاست كه فلسفه اربعين رخ مى نمايد. باشد تا ما نيز از اين كلاس پر بار درس شهادت بياموزيم و خود را جهت يارى مولايمان حضرت مهدى (عج ) آماده نمائيم .

اربعين حسينى بر تمام حسينيان تسليت باد

التماس دعا

لینک ثابت
سلام

ایام عزاداری سیدالشهدا هم رسید

مدتی بود که دیگر مطلبی نمی نوشتم اما بازم تصمیم گرفتم بیام و مطالبی را خدمت بزرگوارانی که به این وبلاگ تشریف می آورند عرضه کنم

آنچه به نظر من موجبات بروز چنین حادثه وحشتناکی را در تاریخ اسلام فراهم آورد هواپرستی بود و بس یعنی در حقیقت علتی اساسی در انحراف کلی بشر از حقیقت و ندیدن راه سعادت و منادیان واقعی حق و عدالت همین هواپرستی است

در یک بعد ازحادثه عاشورا که قسمت شرم آور و ننگین برای انسانیت است از آن نظر كه در آن فقط جنايت ديده می شود  شايد به جای حادثه بهتر باشد آنرا فاجعه بناميم. آب ندادن به انسانها ،کشتن بهترین مردمان روی زمین ، شلاق زدن زن و بچه و اسير و تشنه ، سوار كردن اسير بر شتر بی جهاز ، ترساندن زن و بچه های يتيم و آتش زدن خيمه های آنها ، عريان كردن سر بهترين زنان عالم و خیلی جنایات دیگر كه جانيان آن يزيد و عبیداللّه بن زیاد بن ابیه و عمرسعد و شمربن ذی الجوشن و خولي و حرمله بن کاهل اسدى  و ... هستند.

در اهمیت موضوع مطلب اساسی این است که اینان در کل از لامذهبان و بی دینها نبودند بلکه از امت اسلام و مدعیان مسلمانی بودند ولی چه کند این بشر که تمام بدبختی اش این است که اسیر هواپرستی خودش است .

با یک نظر کلی به متون دینی معلوم می شود که چرا آدمی به جایی می رسد که می تواند چنین وحشت انگیز از مسیر انسانیت خارج شود و حقیقت را نبیند و با خیال آسوده و بدون نگرانی از عذاب وجدان به این نوع جنایات دست بزند.

[سوره الجاثية (45): آيه 23]

أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُون‏

پس آيا ديدى كسى را كه هواى خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را از روى علم [به اين كه پذيراى هدايت نبود] گمراه ساخته و بر گوش و دلش مهر زده و بر ديده‏اش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا چه كسى او را هدايت خواهد كرد؟ آيا متذكر نمى‏شويد؟

قرآن درباره‏ى دو گروه تعبير «خَتَمَ اللَّهُ» آورده است: يكى كفّار كه مى‏فرمايد: «خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ» «بقره 7» و ديگرى هواپرستان كه مى‏فرمايد: «خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ» مراد از هوى‏پرستى ناديده گرفتن وظيفه و پيروى از غريزه است.

هوى پرستى ابزار شناخت را از كار مى‏اندازد، نه چشم حقيقت را مى‏بيند و نه گوش حقّ را مى‏شنود و نه دل درك صحيح دارد.

عامل هوى پرستى گرايش به مادّيات است. چنان كه در جاى ديگر مى‏خوانيم: «أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ» «اعراف 176»

هوا پرستى اساس محنت‏هاست: «الهوى اس المحن» «غررالحکم» هوسها مركب فتنه‏هاست.

 «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع» «کافی» سرچشمه‏ى فتنه‏ها، پيروى از هوس‏هاست.

هوى پرستى مانع عدالت است. «فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‏ أَنْ تَعْدِلُوا» «نسا 135»

 سبب انحراف از راه خداست. «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» «ص 26»

سبب سقوط انسان است. «وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‏» «طه 16»

و در اين آيه مى‏خوانيم كه هوى‏پرستى سبب مهر خوردن بر گوش و دل است. «اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»

خوب معلوم است که وقتی انسان اینگونه از مسیر هدایت منحرف شد دیگر چه جنایاتی که می تواند انجام دهد

 

لینک ثابت
عيد سعيد فطر
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 | سيد

 

فرا رسيدن عيد سعيد فطر

 بر تمامي حق جويان عالم مبارك باد.

عید فطر یكى از اعیاد بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن، احادیث و روایات بی شمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع كرده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین علي علیه السلام در یكى از اعیاد فطر خطبه‏اى خوانده‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده‏اند.

" خطب امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون وهو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم واذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، واذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عبادالله! ان ادنى ما للصائمین والصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون." (1)

اى مردم! این روز، روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش مى‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید مى‏گردند و این شباهتى زیاد به روزقیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نمازعید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز، به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را. و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت ‏برین. اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گوید:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند وادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و ازمهربانى و بنده ‏نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمى‏برند.» (2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روزافطاركنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار مى‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند یعنى اجازه خوردن پس ازامساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال وعباداتى است كه در روایات معصومین علیهم السلام به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیزآمده است.

از سخنان معصومین علیهم السلام چنین مستفاد مى‏شود كه روزعید فطر، روزگرفتن مزد است. و لذا دراین روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید مى‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه وآله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد وآل محمد وان تدخلنى فى كل خیرادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه وعلیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون.‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد (ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و ازهر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، ازتو مى‏طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مرّ علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب واغفرلنا ما خفى من ذنوبنا وما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرّ اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد وآل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه کرده ایم ... خداوندا! دراین روزعید فطرمان كه براى مؤمنان روزعید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قراردادى؛ ازهر گناهى كه مرتكب شده‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم وهر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است ‏به سوى تو باز مى‏گردیم و توبه مى‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت ‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت ‏به سویت و توبه ازگناهان عطا فرما.» (3)



پى‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمة،ج 7، صص131 -132.

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، ص 167.

3- ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 صص 10- 11، 50 .

 و استفاده از کتاب رمضان، تجلى معبود ( ره توشه راهیان نور)، صفحه 248 .

لینک ثابت
اگر علي نبود اسلام از بين مي رفت
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 | سيد

سلام

اين مطلب را تقديم مي كنم به تمام عاشقان ولايت و امامت

 وقتي عمر ابن خطاب به خلافت رسيد ، گروهي از احبار و علماي يهود نزد او آمدند و گفتند :ياعمر تو چون ولي امر مردم بعد از محمد (ص) و صاحبش هستي ، از تو سؤالهائي ميكنيم ، اگر پاسخ مان را دادي مي دانيم اسلام و محمد بر حق است واگر جواب مان را ندادي مي دانيم  كه اسلام  باطل است و محمد پيامبر نيست !

عمر گفت : هر چه مي خواهيد بپرسيد 

 گفتند:به ما بگوقفل هاي آسمان ها و كليدهاي آسمان ها چيست؟

 به ما بگو آن چه قبري است كه با صاحبش به راه افتاد ؟

 به ما بگو آن چه كسي است كه  قومش را انذار كرد ، نه از جن بودند نه از انس ؟

 به ما بگو از پنج چيزي كه بر زمين راه رفتند و در هيچ َر‍‍حمي آفريده نشدند ؟

 راوي مي گويد: عمر سر را به زير افكند و گفت :

 براي عمر عيب نيست كه از او سؤال شود از مطالبي كه از آن چيزي نميداند كه بگويد نمي دانم .

 يهوديان برخاستند و گفتند : پس شهادت مي دهيم كه اسلام بر حق نيست و محمد پيامبر نمي باشد !!!!!

 سلمان فارسي فورا" بلند شد و به آنها گفت :صبر كنيد و اينقدر زود حكم نكنيد. سپس به سوي علي ابن ابي طالب (ع) روانه شد ، به او گفت: ياعلي !به داد اسلام برس .

حضرت علي (ع) مطلب را پرسيد و سلمان اورا ازجريان باخبر كرد. آنگاه حضرت علي )ع) كه عباي رسول الله را بر دوش داشت ،به مجلس عمر آمد . فورا" عمر برخاست و حضرت علي (ع) را در بر گرفت و گفت : يا اباالحسن ! تو در هر مشكلي بايد به داد ما برسي . حضرت علي (ع) به يهوديان روكرده و فرمود: ((هرچه ميخواهيد از من بپرسيد چراكه پيامبر هزار باب از علم بر من گشوده است كه از هر بابي ،هزار باب ديگر گشوده مي شود)).

آنها سؤالات خود را تكرار كردند .

 حضرت علي در پاسخ فرمودند:

 من به يك شرط پاسختان مي دهم و آن اينكه پس از گرفتن پاسخهاي صحيح طبق آنچه در تورات آمده است ، به دين ما وارد شويد و ايمان آوريد .آنها پذيرفتند .

 حضرت علي (ع) فرمودند:قفل آسمانها شرك به خدا است زيرا وقتي بنده اي يا امه اي مشرك باشند ، هيچ عملي از اعمالشان بالا نمي رود ؛ واما كليد آسمان ها شهادت به وحدانيت خدا و رسالت محمد مصطفي (ص) است .

 به يكديگر نگاه كردند وگفتند: اين جوان راست مي گويد.

واما گوري كه باصاحبش راه افتاد ، شكم آن ماهي است كه يونس ابن متي در آن قرار گرفته بود و آن ماهي هفت دريا را دور زد در حالي كه يونس در شكمش بود.و اما او كه قومش را انذار كرد و ترساند  ونه از جن است و نه از انس ،همان مورچه اي بود كه به ساير مورچه گان گفت:

((يا ايهاالنمل ادخوا مسا كنكم لا يحطمنكم سليمان و جنوده و هم لايشعرون )).

 اي گروه مورچه گان ! به لانه هاي خود داخل شويد تا سليمان و سپاهيانش شما را له نكنند در حالي كه نمي دانند . (سوره نمل -آيه 18 ).

 واما آن پنج چيز كه در زمين راه رفتند و در هيچ رحمي نبوده اندعبارت اند از :

 آدم ، حوا ، شتر صالح ، گوسفند ابراهيم و عصاي موسي ( كه به صورت اژدها در مي آمد و بر روي زمين راه مي افتاد ).

يهوديان اسلام را قبول كردند و شهادتين را بر زبان جاري كردند و اعتراف كردند كه علي اعلم تمام امت است. (كتاب العرائس – ابواسحاق ثعلبي-ص 232 ).

التماس دعا

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " خداي مهربون " برای " سيد " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم