سلام بر سلطان عشق

1 

سلام بر حسین  سلام بر چراغ هدایت  سلام بر کشتی نجات

 

سلام بر سلطان عشق

 

خدایا بر من رحمت آر تا آرامش یابم و توفیقم ده تا از آرزوهایم چشم پوشم و در عمل کوشم

 

پروردگارا!  نمی خواهم که سبکسر شوم  مرا سبکبار کن آنچه می دانم همین است که از دریا بخواهم نه از

 

جوی . پس الهی مرا مرد جستجو کن نه گرفتار گفتگوی

 

خدایا با من آنچنان  محبت کن که خود سزاوار همانی  که من ... !افسوس !

 

پروردگارا مرا از عشق جدا نکن

 

خدایا مرا از پاکی ها جدامکن

 

الهی مرا از حسین (ع) جدا مکن

 

خدايا مرا از اربابم مهدي(عج) جدا مكن


بسم رب الجمیل

تاج هایی از جنس ...

الهی ! داناییم ده تا راهم را گم نکنم و بینایم کن که در چاه نیفتم

خدایا چه می خواهم من ! 

روزی که سر از خاک بردارم  اما خاک مذلت بر چهره ام نشسته باشد  و زبانم یارای گفتن کلمه ای را هم نداشته باشد  یا اینکه  دیگر چشمانم جز سیاهی و دود نبیند و پوستم جز لذت داغ آتش نچشد چه می خواهم این تاجهای مرصع به جواهرات بزرگی و شهرت را

روزی که لطف و رحمت با من بیگانه شوند و کسی نتواند مرا از حیرت و مستی مرگ رها سازد چه می خواهم این لطف و دوستی های هزار رنگ خاکستری را

روزی که بر زبانم قفل زنند و و خودم علیه خودم شهادت دهم چه می خواهم این زبان گویای الکن را

روزی که رویم سیاه شود و طعم بی آبرویی را بچشم چه می خواهم امروز به زعم بعضی اسم و رسم شاهانه را

اگر در آنروز توبا من سخن نگویی و بر من نظر نکنی  چه می خواهم امروزهمصحبتی و نگاههای  صمیمی آلوده  به تمنا را

روزی که همه از من بسبب آنچه که خواهند دانست فرار خواهند کرد چه می خواهم امروز این تعریف و تمجید های احمقانه را

امروز اگر تاج از فرق فلک هم بر سرم باشد اگر با تو نباشم هیچم .

خدایا من چیزی نمی خواهم فقط...!

خدایا خودت را از من نگیر.