سلام این مطلب را به همه مومنان واقعی و کسانی که قدم در راه شرافت انسانی یعنی کسب درجات واقعی ایمان گذاشته اند تقدیم می کنم
بدون شك غرض از خلقت عالم، تكامل و ترقى موجود برتر آفرينش يعنى انسان مى باشد چنانكه خداوند در آيه شريفه وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ الذاريات : 56 يعنى ما جن و انسان را فقط جهت عبوديت آفريده ايم اين مقصد را با اين بيان تبيين نموده است و در تفسير ليعبدون فرمودهاند كه «اى ليعرفون» يعنى هدف عالى و بالاتر و غايت كمال انسانى همان عرفان و معرفت است و برنامه هاى عبادى دين همان سير و سلوك و راه وصول به آن مقام والايى است كه خداوند متعال مخلوقات مختار خود را به آن دعوت نموده است بنابر اين براى هدايت به مسير رشد و شكوفايى معنوى بايد از طريق مسيرى رفت كه خداوند متعال براى ما ترسيم نموده است
اما یک نكته در مبدء حركت است و آن باور و ایمان می باشد
ايمان
قال اللّه تعالى: الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ انعام : 82
ايمان در لغت يعنى تصديق يعنى باور داشتن. و در عرف اهل تحقيق، تصديقى خاص است يعنى باور داشتن به چيزهايى كه نتيجه اش علم و يقين قطعى است بنا بر اين معنى ايه اين است كه كسانى كه باور مى كنند و باور خود را با ظلم ( همان كارهايى كه موجب خارج شدن از مسير عقلانيت و انسانيت است ) پوشش نمى دهند انهايند كه در امان ( از گمراهى ) هستند و انها هدايت شده هايند
اما نكته اساسى اين است كه ايمان بايد همراه عمل باشد
وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ بقره - 25
يعنى بشارت ده به آنان كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مى دهند براى آنها باغهايى در بهشت خواهد بود كه بر زير درختانشان نهرها جارى است
البته ايمان هم مراتب مختلفى دارد كه اولش اسلام را قبول كردن هست يعنى اين مقدمه ايمان است نه خود ايمان مثل وضو كه مقدمه نماز است و خود نماز نيست چنانكه خداوند نيز بر اين مطلب تصريح كرده است كه
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ حجرات- 14
يعنى اعراب مى گويند ايمان آورده ايم بگو شما ايمان نياورده ايد ولى بگوييد مسلمان شده ايم و هنوز ايمان در قلبهاى شما وارد نشده است بعد در آيه بعد اصل ايمان را اينگونه معرفى مى كند كه
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ حجرات - 15
يعنى مومنان واقعى كسانى هستند كه خدا و رسول خدا را باور داشته باشند و ديگر از اين باور خود بر نگردند ( مثل بعضى ها كه گاهى اينطرفند گاهى آنطرف ) و در راه خدا با مال و جانشان تلاش كنند اينها هستند كه در ادعاى ايمان خود صادقند و در حقيقت هدايت به كمال از سوى خداوند شامل اين نوع مومنان است
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون بقره - 2 الى 5
يعنى اين قرآنى كه هيچ شكى در آن نيست و هدايت گر اهل تقواست كسانى را هدايت مى كند كه به غيب ايمان دارند و اهل نماز و انفاقند آنهايى كه به هر آنچه از سوى خدا نازل شده ايمان دارند و به جهان آخرت يقين دارند آنها هستند كه به حقيقت از طرف خداوند هدايت شده و به سعادت و خوشبختى واقعى مى رسند
قرآن در مورد چگونگى هدايت اين افراد مى فرمايد :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ انفال - 2
يعنى مومنان كسانى هستند كه كه وقتى به ياد خدا مى افتند دلهايشان مى لرزد و آنگاه كه آيات الهى بر آنها خوانده مى شود بر شدت ايمانشان افزوده مى گردد و اينها فقط به خداى خود توكل و اميد دارند
و مطلب آخر " چرا بعضى ها با اين همه آيات و نشانه ها ايمان ندارند
از اين حرف تعجب نكنيد زيرا خود خداوند هم اين مطلب را مى دانسته و در قرآن به آن بارها اشاره فرموده است
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ يوسف - 106
يعنى اكثر مردم به خدا ايمان نمى آورند چرا كه آنها مشركند
اساس ايمان يعنى باور و توكل بر خدا و ناگفته پيداست كه اكثر مردم به جاى باور به حى توانا و ايمان به او دنبال ديگران مى دوند و اين يعنى آنها در حقيقت ديگران را در سرنوشت و به كمال رسيدن خود دخيل مى دانند و معناى واقعى شرك هم همين است بنا بر اين وقتى انسان اين باور خود را با چيز هاى ديگرى مخلوط كرد و به خودش ظالم شد ديگر هدايت نمى يابد كه هيچ بلكه اگر از اسلام و قرآن و دين برايش گفته شود عناد و دشمنى اش بيشتر مى شود
خداوند متعال مى فرمايند :
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً اسراء - 82
يعنى اين قرآن شفاى قلبهاست و ( از آن جهت كه هدايتگر است )رحمت است براى مومنان ولى براى ظالمان چيزى جز خسارت و ضرر اضافه نمى كند
باور کنیم که خدا صلاح و خیر ما را از همه حتی از خودمان بهتر می داند
نظر فراموش نشود 

