(عاجزاً تا آخر بخوانید)!!!
قرآن قرآن قرآن والله که قرآن
درباره ی سوره ی فیل
v ابرهه لشگری از فیل نداشته و تعداد فيلهايى را كه ابرهه با خود آورده بود بعضى همان فيل" محمود" و بعضى هشت فيل و بعضى ده، و بعضى دوازده نوشتهاند.
v ابابیل نام پرندگانی که لشگر ابرهه را تارومار کردند نیست. ابابیل جمع دسته و گروه هست، به معنی «دسته دسته»، «گروه گروه».
v سپاه خدا را در این جنگ: دسته های چلچله یا پرستو یاد کرده اند. بمب افکن های خداوند هر یک حامل سه بمب سجیل بوده است؛ یکی به منقار و یکی به هر پا.
v سجیل (سنگ نیست) به معنی کلوخه ای که سفت شود و به سنگ ماند، می باشد.
v سایز سجیل ها به اندازه ی نخود یا عدس بوده است.
اما ماجرا
-
ابرهه به یکی از فرماندهان امپراطوری ارامنه خیانت می کند و او را می کشد.
-
ونوس امپراطوری ارامنه حکم مرگ ابرهه را صادر می کند و ابرهه از ترس، سرش را تراشیده و به گِل آمیخته، محضر امپراطور می فرستد وکًنیسه ای از طلا می سازد و به تجاری که در آنجا بازرگانی کنند و قبایلی که نمادهایشان را در این کنیسه نگه دارند، جایزه می دهد.
-
با این کار به امپراطور عرض ارادت می کند و می خواهد که مکه را (که به خاطر وجود کعبه مرکزیت امور فوق بوده)، از اعتبار بیاندازد.
-
یک عرب مکی به نزد ابرهه رفته و به کنیسته با عزمت او توهین کرده و آنجا کثافت کاری می کند. این کار سبب خشم ابرهه شده و او در صدد حذف کعبه از صحنه روزگار برمی آید. سپاهی عظیم تدارک می بیند مشهور به سپاه یا لشگر فیل. اما وجه تسمیه به خاطر فرمانده (ابرهه) فیل سوار بوده، نه لشگری از فیل.
-
ابرهه به اهالی مکه پیغام می فرستد که می آید تا کعبه را ویران کند و با کسی کاری ندارد. ولی مردم همه به بیرون از مکه می گریزند.
-
ابرهه در راه هر آنچه که تعلق به مکیان دارد مصادره می کند. از جمله شترهای عبدالمطلب را.
-
در مکه کسی جز عبدالمطلب نمانده و با این وجود به دنبال شتران خود نزد ابرهه می رود.
-
ابرهه می گوید: من از بهر نابودی کعبه آمده ام و این تو را نگران نمی کند و تو از بهر شتران خود آمده ای؟
-
عبدالمطلب می گوید: کعبه صاحب دارد و خود از او دفاع می کند. شتران هم صاحبی دارند که از پی شان آمده!
-
این سخن ابرهه را خوش آمده و شتران عبدالمطلب را برمی گرداند و او از نزد ابرهه می رود.
شروع جنگ
-
ابرهه در راه حمله به کعبه می بینند ابرهایی تیره به آنها نزدیک می شوند؛ اما با سرعتی بیشتر!؟!؟
-
وقتی نزدیک می شوند می بینند که دسته دسته پرندگانند و آنقدر زیاد هستند که آسمان را تیره کرده اند.
-
قدرت و اراده خدا را ببین؟!؟! سجیل های کوچک و سایز نخود و عدس، بر سر هر نظامی سر تا پا زره پوش ابرهه که می افتد، از سرش وارد شده و از پایین بدنش خارج می شود. الله اکبر!!!
پایان جنگ
-
ابرهه تا به خود می آید، سپاهش را تارو مار می بیند. و آمده: ارتش خداوند اینان را چنان تارو مار کرد که از هر نفر به اندازه کف دستی گوشت نمانده بود و تنش ریز ریز شده بود.
عبرت ها
-
دهنه ی فیل ابرهه را چون سوی کعبه می کردند، به زمین می نشست و حرکت نمی کرد. چون به سوی دیگری می کردند پا به فرار می گذاشت و می خواست بگریزد. حیوان خدا می داند حریم خدا یعنی چه، آنوقت این بشر...؟!؟!؟!
-
خداوند قبل از ولادت حضرت رسول(ص)، کنیسه مسیحیان را که توسط ابرهه ساخته شده بود، ویران نمود تا تغییر قبله و آمدن دین جدید و نهایی را اعلام کند.
-
خداوند با کسی شوخی ندارد و او خود حافظ دین و سنت های خویش است.هر که با او دشمنی کند، او با ناچیزترین ها در ذهن ما، می تواند ما را نابود کند. ابرهه را که به آن روز درآورد. او سپاه نمرود را که از فرط کثرت سرباز، دشت زرد بابل را سیاه کرده بودند و سیاه پوشیده بودند، با پشه نابود کرد. و لشگر پشه چنان آنها را خوردند که حتی قطره ای خون از آنها زمین نریخت. به قول خودمان: در هوا خوردنشان. الله اکبر!!!
اما در مورد یزید (لعنۀ الله علیه)
-
بعد واقعه کربلا دستور به قتل عام مردم مدینه داد.
-
کعبه را به منجنیق بست، طوری که دو دیوار آن فرو ریخت.
یزید (لعنۀ الله علیه) در توجیه این کار گفت: من حق هستم که با وجود نابود کردن خانه کعبه خداوند با من کاری نداشت. اگر ناحق بودم، خداوند مرا به سرنوشت ابرهه دچار می کرد. و من به شکرانه این کار به شکار می روم. می گویند در صحرا از پی آهویی از همراهانش جدا می شود و صید او را چنان دور می کند که یزید (لعنۀ الله علیه) بعد گذشتن از دره ها و صحراها و کوه ها و. . . کنار آبی جهت رفع تشنگی از اسب پایین می آید. اما یک پایش در رکاب زین گیرمی کند و اسب به امر خدا او را از خارستان ها و کوهستان ها و دره ها چنان کشان کشان می برد که جز قسمتی از سینه و پا، گوشتی از جاهای دیگر به تنش نمانده بود. الله اکبر!!!