اما بگویم برایتان از سکرات مرگ و برزخ...

 


  بعد از مرگ، به سبب جدایی جسم از جان، روح انسان دچار وحشت می شود. این قضیه احتمالاً بارها برایتان تکرار شده باشد؟ اوقاتی هستند که شما می خوابید در حالی که نگرانی ای دارید و یک هو کسی شما را بیدار می کند و شما و حشت زده از خواب می پرید و نمی دانید که صبح است یا شب، و یا نمی دانید که به کدامین سوی روانه شوید و ممکن است به در و دیوار هم بخورید و یا از موضوعی نامربوط سخن بگویید. بعد مرگ هم چنین حالتی انسان را دست می دهد و روح وحشت زده می شود. اما نکته ای در اینجاست که باید بدانید و آن اینکه: تلقینی که به میت می دهند، کارش در آوردن روح مؤمن از حالت وحشت و به یاد آوردن او که قبل از مرگ مؤمن بوده و اینکه معتقد به خدای یکتاست و کتابش قرآن بوده و پیامبرش که بوده و امامانش که بوده و ... اما نکته ای دیگر و آن اینکه: کسی که در دنیا با خدا و دین خدا و اصول و فروعش کاری نداشته، آموخته های قبلی ای ندارد که بخواهد با تلقین دیگران یادش بیاید. وای به حال چنین کسی!!!وای!!! گویی شما با دیگران جایی نرفته اید و آنها هِی خاطرات آنجا را که شما هم در آنجا خاطره ساز بوده اید به شما گوشزد می کنند. مسلماً چیزی به یاد نخواهید آورد، چرا که اصلاً شما بدانجا پای نگذاشته بودید.

  اما روح مؤمن بعد تلقین همه چیز را به یاد می آورد و  آرام می گیرد. اگر هم تلقینش نکنند، اولین کسی که به ملاقاتش می آید، مَلکی است که ماموریت دارد تمام این چیزها را یادآورش شود. و بعد نکیر و منکر و سؤالات آنها و بعد سفر و دنیای برزخ او آغاز می گردد. آنکه در این دنیا بی خبر از خداست در همان گام اول ته گودال فناست و اصلاً نوبت به گام دوم نمی رسد. شرایط طوری است که شما دیگر نمی توانید مثل دنیا دروغ بگویید و در آن تخته قبل از ورود شما تخته شده است. چرا که درون و عقیده واقعی شما ایان و قابل رویت است و ملائکه آن را می بینند. لذا در چنین جایی اعتقادات قلبی و مقبولیت ها و باورهای خودتان است که شما را راه می دهد یا چاه. و باورهای تحت تاثیر پدر و برادر و خواهر و دوست و فک و فامیل و حاج آقای مسجد و مجری تلویزیون به درد نمی خورد.

  در عالم برزخ دشتی است وسیع به نام «برهوت». طی مسیر در این دشت و یا همان برهوت برزخ طوری است که انسان وقتی جلو می رود چیزی نمی بیند، ولی چون به پشت سر برمی گردد، می بیند چه دره ها و چاه هایی پشت سر گذارده است؟ (این قضیه باز در این دنیا رخ می دهد. ما همیشه هر کاری که می خواهیم به انجام برساینم آن را خیر می پنداریم. مسیر جلوییمان را خیر می پنداریم و وقتی کار به پایان رسید و برمی گردیم تا ببنیم از کجا به کجا آمده ایم ،تازه متوجه می شویم که چه خطاهای بزرگی مرتکب شده ایم و چه بریز و بپاشی راه انداخته ایم.) و باز دیدن این منظره در صورتی است که مؤمن بالله باشید والا خدای ناکرده در یکی از دره ها یا چاه ها فرو خواهید رفت.

  اما زمان طی مسیر هم متفاوت است. برخی هزاران سال و برخی با سرعت برق طی مسیر می کنند. می گویند آنها که در راه مانده و کم سرعتند، چون برخی (و بعضاً دوستانشان)از پشت سر از ایشان سبقت می گیرند، می گویند: می گویند خدایا چگونه است که اینان بعد ما مرده اند و اکنون جلوتر از مایند؟ خطاب می رسد که اینان کسانی هستند که برای مردم نافع تر بوده و در کارها خیری چون کمک به خلق خدا و ساختن مسجد و مدرسه سازی و باقیات صالحات و ... پیش قدم بودند و شرکت کرده اند. می گویند که خدایا ما هم در این کارها با آنها شریک بودیم و حضور داشتیم، پس چرا ما وامانده ایم؟ خطاب می رسد که شما این کارهای خیر را برای «ریا» و احسن و تعریف و تمجید مردم می کردید که آنها هم در دینا این کار را کردند و شما مزدتان را همانجا گرفته اید و دیگر ادعایی ندارید. («ماعون – 7»). 

  در انتهای برهوت پلی است که برادرم باید از روی آن رد شوی! اگر مؤمن باشی (إن شاء الله)، به قدر حسناتت که در دنیا انجام داده ای، پل برایت وسیع و گشاد و اتوبان خواهد شد. اگر هم خدای ناکرده غیرمؤمن باشی، عرض این پل را باریکتر از مو مدنظر داشته باش! از روی چنین پلی چگونه می خواهی رد شوی؟ اصلاً جا برای پا گذاشتن دارد؟ چه رسد به رفتن!

  انتها و روی پل، بهشت برزخی است که امیدوارم قسمتمان بشود، با توسل به خدا و امام زمانمان. امام غریبی که اعمال ما او را پس پرده ی غربت فرستاده و پشت حجابها کرده.

 

پنج گزینه برای تشخیص دروغگو از راستگو:

برای اینکه بدانید چه کسانی به روز قیامت و جزا (معاد) معتقدند و چه کسانی نه، یک تست پنج گزینه ای از فرد به عمل می آورید.

... به ادامه مطلب رجوع نمایید. 

ادامه نوشته

سفارشات پیامبر به علی (ع)

از سفارشات حضرت محمد صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم به أمير مؤمنان عليه السّلام‏

يا على؛ از نشانه‏هاى يقين اين است كه ديگران را بدان چه مستوجب خشم خداست خشنود نسازى، و به آنچه خدا نصيبت ساخته شكر غير او را نكنى، و ديگرى را بر آنچه خداوند از تو بازداشته بد نگوئى، چرا كه حرص آزمند آورنده روزى نيست، و نه بيزارى كسى آن را بازمى‏دارد، بدرستى كه خداوند به فرمان و بخشش خويش نشاط و شادى را در يقين و خشنودى قرار داد، و سختى و غم را در ترديد و عصبانيّت.

اى على: هيچ فقرى سخت‏تر از نادانى، و هيچ اندوخته‏اى سودمندتر از خردمندى و هيچ تنهايى و غربتى هراس انگيزتر از خودبينى نيست، و نيز هيچ درخواستى نيكوتر از مشورت، و هيچ خردى همچون عاقبت انديشى، و هيچ فخرى چون خوشرفتارى و هيچ عبادتى همانند فكر و انديشه نيست.

اى على: دروغگوئى آفت كلام، و فراموشى بلاى دانش، و تنبلى بلاى عبادت، و منّت گذاشتن بلاى بخشش، و ستمگارى بلاى شجاعت، و خودبينى بلاى زيبائى، و فخر فروشى بلاى افتخار خانوادگى است.

اى على: ترا به راستگوئى سفارش مى‏كنم، و هيچ گاه دروغ از لبانت خارج نشود، و هرگز بر خيانتى دلير مشو، و از خدا چنان پروا كن كه گوئى او را مى‏بينى، و مال و جانت را فداى دينت كن، و خود را به رفتار نيك بياراى، و از اخلاق و صفات بد بر حذر باش.

اى على: محبوبترين كردار در نزد خداوند سه چيز است: عامل به واجبات الهى از عابدترين مردمان، و آنكه از حرام خدا پروا كند از پارساترين خلق است، و قانع به روزى مقدّر خداوند از بى‏نيازترين مردمان است.

اى على: سه عمل در شمار خوبيهاى رفتار است: پيوستن با كسى كه از تو گسسته، بخشش به كسى كه از تو دريغ داشته، و عفو كسى كه به تو ستم روا داشته است.

اى على: سه چيز مايه نجات است: حفظ زبانت، و گريه بر لغزشهايت، و آنكه خانه‏ات محلّ راحت و پذيرائى تو باشد.

اى على: سه چيز از بهترين رفتار است: رعايت إنصاف مردم، و همدردى با برادر دينيت براى رضاى خدا، و ياد خدا در هر حال.

اى على: سه گروه در شمار ميهمانان الهى‏اند: آنكه براى خشنودى خدا به ديدار برادر مؤمنش بشتابد زائر خداست، پس گراميداشت و اجابت دعايش به عهده خداوند است. و نمازگزارى كه با تعقيبات؛ دو نماز را بهم متّصل نمايد؛ ميهمان خداست و گراميداشت ميهمان او با خود او است، و آنكه به حجّ و عمره رود پس او بر خدا وارد شده و اكرامش بر خدا لازم آيد.

اى على: سه كار در دنيا و آخرت پاداش پذير است: سفر حجّ كه فقرزداست، و كمك به بينوايان كه بلا گردان است، و آمد و شد با خويشان (صله رحم) كه بر عمر بيفزايد.

اى على: سه خصلت اگر در فرد نباشد كارش راست نيايد: پاكدامنى تا او را از نافرمانى خدا باز دارد. دانشى كه بواسطه آن از بيخردى نادان برهد. خرد و عقلى كه در پرتو آن با مردم كنار بيايد.

اى على سه گروه در روز جزا در سايه عرش الهى باشند: كسى كه آنچه براى خود مى‏پسندد بر برادرش نيز بپسندد، و ديگر آنكه او را كارى رسيده تا از رضايت يا عدم رضايت پروردگار بدان كار خاطرش آسوده نشود قدم از قدم بر ندارد، و كسى كه تا خويش را از عيبى إصلاح نكند برادرش را بدان عيب خورده نگيرد، چرا كه هر زمان عيبى را از خويش برطرف كرده و خود را إصلاح كند عيبى ديگر ظاهر شود، و مرد را همان بس كه به خود پردازد.

اى على: سه چيز از درهاى خير است: بخشش دل، و خوش زبانى، و تحمّل در برابر آزار.

اى على: در تورات آمده است: چهار چيز در كنار چهار چيز است: كسى كه‏ روز را با حرص به دنيا آغاز كند بتحقيق بر خدا خشم كرده، و آنكه از اندوهى كه او را رسيده گله كند بر خدا گله‏مند شده، و آن كس كه در برخورد با شخص ثروتمند خود را زبون سازد دو سوم دينش بر باد رود، و دوزخيان اين امّت از آنانند كه آيات الهى را به تمسخر و بازيچه مى‏گرفته‏اند.

[اى على‏] چهار چيز هم رديف چهار چيز است: آنكه حكومت يابد مستبدّ شود، و آنكه مشورت نكند پشيمان شود، آنچه دهى همان ستانى، فقر مرگ اكبر است. سپس از آن حضرت سؤال شد: منظور از فقر نداشتن طلا و نقره است؟ فرمود: فقر در دين است.

تحف العقول  ترجمه جعفری ص ۱۵

امیدوارم در عمل به این سفارشات همه مان موفق شویم


 

شهادت امام جواد برهمه مسلمین تسلیت باد

 

از همه کسانی که لطف نموده و نظر می دهند پيشاپيش ممنونم

ضمنا کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط در صورت ذکر نام وبلاگ به عنوان منبع مجاز است

دوستان مایل به تبادل لینک بعد از قرار دادن لینک این وبلاگ در وبلاگ خودشون خبرم کنن

نماز دهه اول ذی حجه

سلام

حاجیان در مکه و به ناز حضور رب العالمین غرق در نعمتند و کسانی هم که مثل من در حسرت حضور در آن میعادگاه نورند آرزومند سعادت توفیق برای حضورشان هستند باری اگر می خواهید در ثواب حج با حاجیان شریک باشید این نماز را بخوانید

در دهه اول ذیحجه و در شبهای این دهه میان نماز مغرب و عشا دو رکعت نماز بجای آور در هر رکعت بعد از حمد و قل هوالله آیه ۱۴۲ سوره اعراف را بخوان:

 وَ وَاعَدْنَا مُوسىَ‏ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً  وَ قَالَ مُوسىَ‏ لِأَخِيهِ هَرُونَ اخْلُفْنىِ فىِ قَوْمِى وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِين

و ای عزیز برادر  به هنگام خواندن اين آيه به ميعاد ملاقات موسي با خدا بيانديش و سخنان پيامبر را دروصف شور و شوق موسي به اين ميقات و ميعاد بياد آور كه فرمود: موسي آنچنان شيفته ملاقات و ديدار خدا بود كه در چهل روزي كه به رفت و برگشت او به درازا كشيد خواب و خوراك و آرام و قرار را پاك از ياد برده بود.

 به اينها بيانديش و حسرت و هوس و شور و شوقت را براي ديدار با خدا هر چه ميتواني افزون كن و بدان که در این مدت که موسی در میان قوم نبود و آنها را به هارون سپرده بود فاصله زمانی ده روزه ای که قوم موسی از آن خبر نداشتند و فکر می کردند که موسی بعد 30 روز برمی گردد باعث شد حرفهای ولی خدا را فراموش کرده و از دین خود برگردند و گوساله پرست شوند حال تو نیز مواظب باش کهدر غیبت ولی خدا از دین خارج شوی مبادا از زيان زدگان و خسارت كشيدگان باشي .

التماس دعا 

 

 

یک رباعی از حضرت امام خمینی (ره)

ای مهـر، طلـوع کـه خوابیـم همــه            در حجر رُخت در تب و تابیم همه

هربرزن وبام ازرُخت روشن و ما            خفاش وشیـم و در حجــابیم هــمــه

وصیت نامه امام علی (ع)

سلام ایام شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) را خدمت همه تسلیت می گم . ایام لیالی قدر است و امیدوارم خداوند مقدرات همه مان را بخیر رقم بزند امروز بمناسبت شهادت امام مظلوم وصيّت امام عليه السلام را به فرزندان خود كه پس از ضربت ابن ملجم ملعون در ماه رمضان سال 40 هجرى در شهر كوفه مطرح فرمود نوشتم امیدوارم که ما نیز بتوانیم به واقعیت این وصیت عمل کنیم .  

پندهاى جاودانه‏ برای تمام امت

شما را به ترس از خدا سفارش مى‏كنم، به دنيا پرستى روى نياوريد، گر چه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست مى‏دهيد اندوهناك مباشيد، حق را بگوييد، و براى پاداش الهى عمل كنيد و دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد.

شما را، و تمام فرزندان و خاندانم را، و كسانى را كه اين وصيّت به آنها مى‏رسد، به ترس از خدا، و نظم در امور زندگى، و ايجاد صلح و آشتى در ميانتان سفارش مى‏كنم، زيرا من از جدّ شما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مى‏فرمود:

 «اصلاح دادن بين مردم از نماز و روزه يك سال برتر است».

خدا را! خدا را! در باره يتيمان، نكند آنان گاهى سير و گاه گرسنه بمانند، و حقوقشان ضايع گردد! خدا را! خدا را! در باره همسايگان، حقوقشان را رعايّت كنيد كه وصيّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شماست، همواره به خوشرفتارى با همسايگان سفارش مى‏كرد تا آنجا كه گمان برديم براى آنان ارثى معيّن خواهد كرد.

خدا را! خدا را! در باره قرآن، مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشى گيرند.

خدا را! خدا را! در باره نماز، چرا كه ستون دين شماست.

خدا را! خدا را! در باره خانه خدا، تا هستيد آن را خالى مگذاريد، زيرا اگر خانه خدا خلوت شود، دیگر مهلت داده نمى‏شويد.

خدا را! خدا را! در باره جهاد با اموال و جانها و زبان‏هاى خويش در راه خدا.

بر شما باد به پيوستن با يكديگر، و بخشش همديگر، مبادا از هم روى گردانيد، و پيوند دوستى را از بين ببريد. امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه بدهاى شما بر شما مسلّط مى‏گردند، آنگاه هر چه خدا را بخوانيد جواب ندهد! (سپس فرمود).

سفارش به رعايت مقررات عدالت در قصاص‏

 اى فرزندان عبد المطلّب: مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد [و دست به كشتار بزنيد] و بگوييد، امير مؤمنان كشته شد، بدانيد جز كشنده من كسى ديگر نبايد كشته شود. درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد، و دست و پا و ديگر اعضاى او را مبريد، من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود: «بپرهيزيد از بريدن اعضاى مرده، هر چند سگ ديوانه باشد».

 

در محضر قرآن

سوره نور آیات 27-21 خداوند در آیات قبل مؤمنان را از وارد شدن به دوزخ غیبت بر حذر می دارد. لازم است نکته ای را بدانیم و آن اینکه «غیبت» چیست و «تهمت» کدام است؟ غیبت آنی است که وقتی من و تو با هم نشسته ایم، بگوییم: فلانی دروغگو است. تازه این می شود «غیبت». اگرآن شخص دروغگو نباشد و من و تو به دروغ پشت سراو و در غیابش صفتی نکوهیده به او نسبت دهیم، این می شود «تهمت» و «بهتان». یعنی درجه ای بدتر و پست تر از غیبت. گناه غیبت را هم که می دانید: «خوردن گوشت مردار برادر». فرض کنید برادرتان بمیرد و شما گوشت مرده ی او را بخورید!!! آنوقت ببیند که چهره ی زشت تهمت چگونه جلوه می نماید. نعوذ بالله. به خدا پناه ببریم از این گناهان و آفاتی که در این ایام آخر الزمان، در جامعه ما هم کم شایع نیست. به قول سید آنچه که مسلم است این است که مورد خطاب خداوند در این آیات ما مسلمانان و ایرانی ها و شیعیانش نیست! قرآن ما را نمی گوید! ما که اینگونه نیستیم!!! هستیم؟؟؟ ماها ؟!؟ خطاب قرآن آمریکایی ها و فرانسویها و ... است. معلوم نیست که اگر ما اینقدر فرشته بوده ایم، اصلا ً چرا خدا برای ما قرآن و پیامبر فرستاده؟؟؟ اما در آیه: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿21﴾ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد پاى از پى گامهاى شيطان منهيد و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد [بداند كه] او به زشتكارى و ناپسند وامى‏دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ كس از شما پاك نمى‏شد ولى [اين] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مى‏گرداند و خدا[ست كه] شنواى داناست (21) به قول سید: مبتکر روش گام به گام شیطان بوده. حکماً کتاب های گام به گام را می شناسید و قدما به یاد دارند!!! قرآن می فرماید که حین شنیدن چنین مسائلی سریع به آن دامن نزنید و شایع پراکنی نکنید. این قبیل مسائل کار شیطان و به تحریک اوست. او خواهان شیوع فحشاء در جامعه و ریشه دوانی آن است. او به افراد معمولی، موافق سوره «اعراف»، از هر جهتی وارد می شود، ولی نسبت به مؤمنین گام به گام. بر فرض: به هیچ جوان پاکی در وهله اول نمی گوید: بیا مواد مخدر تزریق کن. حتی به یک فرد عادی هم نمی شود در وهله اول چنین پیشنهادی داد.با مشت فکت را پایین می آورد!!! اول او را با دوستان ناباب آشنا می کند. بعد با دوستان آن دوست ناباب. و در گام بعدی رفتن به محافل نامشروع. و آخر سر طرف هر فحشا و منکری را مرتکب می شود، بدون هیچ ابائی. و نهایتاً سر از دستشویی ها و تزریق درمی آورد. شیطان گام به گام سنگرها را فتح می کند و نهایتاً سنگری دیگر نخواهد ماند من باب دفاع برای چنین جوان در ابتدا پاکی. «فحشاء» هر عمل زشتی را گویند.آنی که اگر مرتکب شوی آبرویت می رود. «منکر» هم یعنی چیزی که نفس پاک از آن بیزار است. قرآن می فرماید اگر از گام به گام ها ی شیطان پیروی کنید، عاقبت کارتان به فحشاء و منکر نائل می شود. اولین گام شیطان شایع پراکنی است. موردی را در یکی می یابد. آن را بر سر زبان ها ورد می کند. در جامعه که گفتگو از آن رذیلت زیاد شد، زشتی اش شسته شد و رخت بر بست و رفت، می شود عمل. از این روست که امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: من باب هر کاری مواظب فکرت باش. ببین فکرت نسبت به کاری که می خواهی انجام دهی چه سمت وسویی دارد؟ چرا که فکر به ایده تبدیل می شود. بعد می فرمایند: از ایده هایت مواظبت کن، چون تبدیل می شوند به عقیده. بعد می فرمایند: از عقیده هایت مواظبت کن، چون تبدیل می شوند به عمل. از اعمالت مواظبت کن، چون تبدیل می شوند به عادت. از عاداتت مواظبت کن، چون تبدیل می شوند به شخصیت. اولین گام از فکر است. و گام اول شیطان هم از همین جاست. بر فرض اگر به یک سیگاری بگویی که سیگار کشیدن خوب است؟ می گوید: نه! بگویی خوب است که فرزند تو سیگار بکشد؟ می گوید: جشمش را در می آورم! بگویی پس چرا خودت می کشی ؟ می گوید: ما گرفتار شده ایم. ربط شیطان با سیگار چیست؟؟؟ هر چیزی که برای انسان ضرر داشته باشد، او خواهان و مروج اوست. سرکار او فقط با نماز و روزه ی ما نیست! تنبلی، کم کاری، تحریک به کارهای کم زحمت، کم زحمت و پر درآمد. یعنی به کارهای خلاف! و... کار شیطان:« الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ ». کار نماز: « إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ ». نماز و شیطان دو نکته مقابل هم هستند. فلذا برای دوری از خطوات و گام به گام های شیطان نماز بخوانیم. فکرت را مغشوش کرد دو رکعت نماز بخوان! کار اؤلیاء الله هم همین بوده. وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ و اگر فضل و رحمت خدا نسبت به شما نمی بود مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ هیچ یک از شما پاک نمی شدید أَبَدًا ابدا. در ادامه آیات: اگر مرتکب گناهی شدی، نگویی: آب از سر که گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب. عقیده بعضی ها چنین است و می گویند: ما که با این عمل زشتمان دیگر جهنمی شده ایم، بگذار بیشتر گناه کنیم و برای گناه خود توجیه می آورند. این ناامیدی از رحمت خدا کار شیطان است و هم اوست که ما را از رحمت او ناامید می کند. این آیه نشان می دهد که مؤمن هم امکان ارتکابش به فحشاء هست. منتهی از اوصاف مؤمنین است که چون فحشاء و منکری را مرتکب شدند، فوراً برمی گردند به سوی خدا و توبه. نه اصرار و مداومت بر عمل زشت و قبیح. و نمی گویند: آب از سر که گذشت چه یک وجب، چه صد وجب. «اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ» در ادامه چنین است که خدا هر که را بخواهد پاک می کند. «من یشاء» به معنای شایستگی از خود نشان دادن بنده است. جهد و تلاش او از باب مؤاخذه خود و جبران گذشته و گناه است. به قول معروف: از تو حرکت، از خدا برکت. اگر تو بخواهی خدا هم خواهد خواست و تو را به انجام معروف موفق خواهد کرد. در آیه 22 وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿22﴾ اشاره به شایع پراکنی مهاجرین و تهمت وارد کردن به همسر پیامبر دارد که انصار بر این نصمیم شده بودند که دیگر به مهاجرین که فقیر و غریب در مدینه بودند، کمک نکند و قرآن آنها را ا ز این کار برحذر می دارد و می گوید: کسانی که صاحبان فضل و وسعت روزی اند (انصار)، چنین نکند و آنها (مهاجرین) را ببخشید(وَلْيَعْفُوا) وبگذرید(وَلْيَصْفَحُوا). «عفو» به معنای بخشیدن و «صَفح» به معنای نادیده گرفتن، و بزرگترو بالاتراز عفو است. در«عفو» به کسی می گویی: تو را بخشیدم و حلال کردم ولی دیگر نمی خواهم ببینمت! در «صفح» نه تنها فرد را می بخشی، بلکه گویی طرف آن عمل را مرتکب نشده و تو همان رفتار قبلی ات را با او داری. اهل «صفح» مقامی بالاتر از اهل «عفو» دارند! أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ مگر نمی خواهید خداوند هم شما را ببخشاید؟ از مردم بگذرید تا خداوند هم از شما بگذرد. به مردم رحم کنید تا خداوند هم به شما رحم کند. فردی از جانب امام صادق (ع) جهت تبلیغ در یکی از شهرها ماموریت می یابد. بعد از مدت کوتاهی برمی گردد و امام (ع) او را در شهر می بیند و از او می پرسد تو اینجا چه می کنی و چرا به این زودی برگشته ای ؟ و او در جواب می گوید: یا بن رسول الله اخلاق بدی دارند! جای ماندن نیست. و امام در جواب می گوید: اولا ً چون اخلاق بدی دارند تو را بدان جا فرستاده ام. ثانیا ً اگر قرار باشد تو به خاطر اخلاق بد آنها از آنها دوری کنی، در این صورت ما هم باید از شما دوری کنیم. اخلاق ما و شما هم یکی نیست. در این صورت خدا هم باید از ما بگسلد. چرا که ما هم در برابر خدا ناقص هستیم و اخلاق همسان او را نداریم. و این در حالی است که خدا به سمت ما آمده! ما هم به سمت شما آمد ه ایم! شما هم به سمت آنها بروید! همیشه انتظار بر این است که آب از چشمه به سمت خشکی جریان بیابد و بجوشد. از خشکی برای چشمه چه خیری؟ فلذا می فرماید: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ. آیا دوست نمی دارید که خدا هم شما را ببخشد؟ که خداوند بسیار بخشنده مهربان است. إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿23﴾ از اینجا به بعد جهل ماقبل مسلمانان نادیده گرفته می شود و حکم اولیه در رابطه با زنان عفیفه صادر می گردد. هر کس «يَرْمُونَ»:تهمت بزند! به که؟ «الْمُحْصَنَاتِ»! زنان عفیفه ای که تازه،«الْغَافِلَاتِ»،بی خبر نیز هستند و از این تهمت هیچ اطلاعی ندارند. بعضی زنان هستند که جزو «الْغَافِلَاتِ» نیستند: زنانی که حجابشان را رعایت نمی کنند و با بد حجابی در جامعه حاضر می شوند. در روایات هم آمده که به مردانی که زنانشان چنین در انظار عمومی ظاهر می شوند «دیّوس» بگویید. و جالب تر اینکه باز در روایات آمده که اگر زنانی با حجاب بد در صحن جامعه حاضر شوند و به آنها تهمت «زنا» وارد شود، گناهش گردن خود آن زنان است. یعنی گناه «تهمت» که بدتر از «غیبت» است و توسط دیگران به زنان بد حجاب وارد می شود، به حساب همان زنان بدحجاب نوشته می شود. آن هم تهمت «زنا»! یعنی طرف در قیامت وقتی که نامه اعمالش را به او می دهند خواهد دید «یک گناه بی حجابی» و «250 گناه تهمت»!! خواهد گفت: پروردگارا من این تهمت ها را نزده ام. ولی خواهند گفت: عمل تو چنین کرده. دیگران تهمت زده اند، وزر و وبالش هم به پای توست. فلذا قرآن می فرماید: نه هر زنی. بلکه« الْمُحْصَنَاتِ » و « الْغَافِلَاتِ». یعنی پاک و بی خبر از این قبیل مسائل باشند. و قید سوم «الْمُؤْمِنَاتِ»: زنان مؤمنه. هرکس به این سه قسم از زنان تهمت بزند جزایش چیست؟ « لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ »: هم در دنیا مورد لعنت خدایند و هم در آخرت. این افراد به طور کلی برکت از زندگیشان می رود و خدا آنها را به آنها وامی گذارد. تازه این مال این دنیای آنهاست. در آخرت عذابی بزرگ انتظارشان را می کشد. يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿24﴾ آخرتی که زبان و دست و به طور کلی اعضا و جوارح آنها در صورتی که کتمان گناهانشان کنند، علیهشان شهادت خواهند داد؛ به آنچه که کرده اند. يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ ﴿25﴾ خداوند در این روز به هر آنچه که وعده داده بود عمل خواهد کرد. و این هم از فتنه ها ی دیگر شیطان است که بر سر زبان بعضی ها ورد کرده که:«هر کاری که دلت خواست بکن و تنها بگو: حسین دارم چه غم دارم! خداوند کریم است! خداوند رحیم است! منم شیعه علی و جهنم بر من حرام است! » در آن روز دیگر جایی ندارد. اگر منوال بر این قرار بود پس «لهم عذاب عظیم»،« لهم عذاب الیم »،« لهم عذاب شدید» چه می شود و کجا می رود؟ الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿26﴾ در این آیه قضیه ی «هم کـُفّ» بودن مطرح می شود. قضیه ی هم ترازی و هم شأن بودن امری ظاهری نیست و بلکه از باب عقیده و طرز فکر و هم سویی اندیشه است، نه مال و منال دنیا. هم طبقه بودن از باب مال و اقتصاد خوب است ولی پیامبرمان (ص) عملا ً آن را رعایت نکرده. او دختر یکی از ثروتمندترین مردان مدینه را به برده ای «جُوَیبر» نام که بعد از مدتها آزاد گشته بود و بعد از مدتها داسی خریده بود که با آن به صحرا می رفت و خار می کند و می فروخت، تزویج نمود. پیامبر در جواب پدر ثروتمند دختر که مخالف این ازدواج بود و می گفت: که یا رسول الله من حاضرم جانم را برای اسلام بدهم ولی مرا به خاطر این ازدواج ( عدم هم طبقِگی مادی) مؤاخذه خواهند نمود، فرمود: جویبر مردی با ایمان و مؤمن است. دختر تو هم با ایمان و مؤمنه است. و همین بس است. خداوند در پس این واقعه در آیات بعد می فرماید اگر چنانچه فقیرباشند، خداوند آنها را از فضل خویش بهره مند خواهد نمود.« إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿32﴾ » .[لازم است قدری به خود آییم. کجای ما مسلمان نبوی است و کجا ما شیعه ی علوی هستیم؟ این وصلت سهل رسول ماست. آن هم ازدواج های دشوار و آن چنانی ما! ما چقدر از معیارهای رسول اکرم دور شده ایم؟ با چنین اوصافی ما کجا «منتظریم» و کجا می توانیم «منتطر» باشیم؟ با این اوصافی که ما داریم، اول کسی که با حضرتش(عج) به جنگ خواهد برخاست، خود ماییم. پس بهتر است بگوییم ما ادای «شیعه» و «منتظر» را د ر می آوریم که تازه آن را هم خوب نمی توانیم در بیاوریم و لنگیم. لازم است که قبل از زوجین، والدینشان نصیحت و اصلاح گردند. والدینی که دامن به این آتش زده اند. والدینی که هم آنان دین را اول باربه فرزندان آموخته اند. ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿الروم-41﴾ فلذا زنان خبیثه سزاوار مردان خبیث و مردان خبیث هم سزاوار زنان خبیثه اند:« الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ ». زنان پاک و پاکیزه هم شایسته ی مردان پاک و پاکیزه اند و بالعکس:« وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ ». قرآن این قیود را دو طرفه بیان کرده تا جای هیچ شبهه ای نماند و نگویند که فقط مصدق این آیه زنان است و مردان را نمی گوید و یا بر عکس. و نیز این آیه بیان گر پاکی زنان پیامبر است:«أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ »، چرا که پیامبر پاک است. و این در جواب تهمتی است که به یکی از زنان پیامبر( ماریه قبطیه ) وارد نموده بودند. و قرآن می فرماید تنها کار شما رساندن زنان و مردان مؤمن و مؤمنه و بالعکس به هم است و دیگر کارتان نباشد، خداوند خود متضمن رزق و روزی آنها خواهد بود. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿27﴾ در این آیه قرآن می خواهد یک نکته اخلاقی را به ما بیاموزد و آن اینکه: غیر از خانه خودتان، به خانه دیگران بدون اجازه وارد نشوید، مگر آنها که با شما مأنست دارند و قبول کرده اند که شما چنین اجازه ای داشته باشید. اگر هم چنین باشد، باز بی صدا وارد نشوید و با سلام بر آنها وارد شوید. پس در وهله اول برای ورود به خانه ای اجازه بگیرید. در صورتی که مأنست دارید وارد شوید، اگر هم مأنست ندارید، باز در صورتی که در را بر شما گشوده اند، وارد نشوید و منتظر بمانید. که این برای خود شما سودمند است. (بر فرض ممکن است شتاب زده وارد شوید و آنها در وضعی ببینید که بعداً پشیمان شوید و حسرت خورید که ای کاش وارد نمی شدید).

به مناسبت ولادت سید و سالار شهیدان  امام حسین (ع)

سوم شعبان سال 4 هجري دومين سبط وريحانه‌ي رسول اكرم (ص) و سومين پيشوا و امام معصوم و پنجمين چهره‌ي درخشان آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسين در خانه علي و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت روشن و منور گشت.
حضرت امام حسين(ع) در آغوش پيامبر بزرگ اسلام (ص) به مدت 7 سال تربيت يافت و درباره امام حسين(ع) پيامبر مكرر فرموده است: خدايا من حسين را دوست مي دارم پس دوست بدار كسي كه او را دوست مي دارد و در جاي ديگر مقام آن حضرت را به قدري بالا برده است كه مي فرمايد:
حسين مني و انا من حسين، حسين از من است و من از حسينم، و پيامبر امام حسين را احياء كننده شريعت خود و نگه دارنده‌ي قرآن و مكتب خود مي داند و اين مقام را بدست نياورد جزء با پاسداري خالصانه‌ي حضرتش از اسلام و قرآن و نثار خون پاك و مقدسش در احياي دين جدش رسول الله (ص)، درود خدا بر او و اهل بيتش باد.
امام حسين (ع) جلوه اوصاف پيامبران است وجود مبارك امام حسين (ع) كه در آيينه‌ي قرآن و در عرصه گاه وجود پيامبر اسلام و در صفحه‌ي روشن بصيرت و بينش خود همه پيامبران را با ارزش هاي وجودي آنان مي ديد سرا پا عاشق آنان شد و در دنياي باطنش همراه و همراز آنان گشت و از ارزشهاي وجود آنان به شدت رنگ گرفت تا جايي كه وارث آنان شد.
هنگامي كه مي گوييم حسين وارث پيامبران است به اين معنا نيست كه آن حضرت از آن بزرگواران ارث مادي برده است بلكه به اين معنا است كه آن جلوه‌گاه حقيقت همه‌ي ارزشهاي الهي و معنوي آنان را به ارث برده است.
پربارترين و سنگين ترين ارثي كه از پيامبران براي پس از خودشان باقي ماند ارزش هاي الهي و انساني و فرهنگ ثمر بخش و پاكشان بود كه هر انساني با نشان دادن لياقت و شايستگي و از طريق حسب و نسب معنوي مي توانست از آن بزرگواران ارث ببرد و در ميان همه سهم ارث بري امام حسين (ع) به خاطر بستگي روحي به آنان، سهم فوق العاده اي بود.
امام حسين (ع) از حضرت آدم (ع) مقام خلافت، مقام علم همه‌ي اسماء، مقام هدايت و مقام كرامت را به ارث برد و از حضرت نوح مقام تبليغ و صبر و استقامت و دلسوزي و مهرورزي به بندگان خدا و از حضرت ابراهيم مقام دوستي و دعا و تسليم و امامت و از حضرت موسي مقام پايداري و مبارزه سخت بر ضد ستمگران و از حضرت عيسي مقام معنوي و باطني و از پيامبر اسلام همه‌ي ارزش هاي الهي و از امير المومنين علي (ع) همه‌ي حقايق را به‌ميراث برد و از طريق اين ارث بري و همنشيني باطني به جايي رسيد كه در زيارت وارث به آن حضرت خطاب مي شود.
 « اشهد انك الامام البر التقي الرضي الزكي الهادي المهدي »
گواهي مي دهم كه تو يقينا پيشوا، نيكوكار، اهل رضايت از حق، و پاك و پاكيزه، هدايت كننده، هدايت شده اي

التماس دعا

فضایل حضرت زهرا(س)

سلام

ایام فاطمیه نزدیک است و دلهای محبین حضرت فاطمه (س) بیقرار محبت خالصانه آن دخت گرامی و نور چشم افضل انبیا محمد مصطفی (ص)  گشته و آرزوی روزگار وصل با عزیز دل زهرا حضرت حجت بن الحسن (عج) بیش از پیش دلهای شیفته عاشقان اهل بیت علیهم السلام را به خود جذب می کند .

از این رهگذر چند حدیث در فضیلت و بزرگی آن بانوی اسلام و سرور زنان بهشت برایتان هدیه می کنم و امیدوارم که مرا هم از دعاهای خیرتان بی نصیب نکنید .

البته لازم به ذکر است که این احادیث از جمله احادیثی هستند که در منابع اهل سنت نیز وارد شده اند و من امیدوارم این هدیه برای برادران اهل سنت نیز مایه روشنی دل و فهم بیشتر واقعیات و حقیقت دین که همان محبت به خدا و رسول و اهل بیت (ع) است گردد ...!

۱ـ قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله :

«إنّ ابنتي فاطمة حوراء آدميّة، لم تحض و لم تطمث إنّما سماّها فاطمة؛ لأنّ اللّه تعالى فطمها و محبّيها عن النار»

حضرت رسول (ص) فرمود: همانا دختر من فاطمه حوری آدمیان است که هیچ گاه مثل زنان دیگر حائض نشده و ناپاک نمی گردد بدرستیکه او فاطمه نامیده شد زیرا که خداوند او و محبان او را از آتش دور نگه داشته است .

عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار    ج۱   ص :۹۰     

تاريخ بغداد: ۱۲/۳۳۱، كنز العمّال: ۱۲/۱۰۹ الحديث ۳۴۲۲۶.

۲ـ رواه شهاب الدين الدولت‏آبادي عن التشريح: «عن ابن عباس قال صلّى اللّه عليه و سلّم: ألا إن اللّه عزّ و جلّ زيّن السماء بزينة الكواكب، و زيّن الدنيا بالكواكب. قيل: و ما الكواكب يا رسول اللّه؟ قال: أولاد فاطمة ...»

يعنى آگاه باشيد خداوند تعالى بياراست آسمان را به ستارگان و بياراست دنيا را به ستارگان پرسیده شد ای فرستاده خدا ستارگان دنیا چه هستند فرمود أولاد فاطمه.

عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار    ج۶ ص : ۱۵۵

هداية السعداء

۳ـ  أحمد و الترمذي و الحاكم عن ابن الزبير: أنّ النبي صلّى اللّه عليه و آله قال: «إنّما فاطمة بضعة منّي يؤذيني ما آذاها، و ينصبني ما أنصبها»

پیامبر (ص) فرمودند : فاطمه پاره تن من است آزارم میدهد هر آنچه اورا بیازارد و آرامم می کند هر آنچه که به او آرامش دهد  

فضائل الصحابة لأحمد: الحديث ۱۳۲۷، سنن الترمذي: الحديث ۳۸۶۹، المستدرك على الصحيحين: ۳/۱۵۹، حلية الأولياء: ۲/۴۰، كنز العمّال: الحديث ۳۴۲۱۵.

 

 

فرهنگ عاشورايي الگوي بنيادين جامعه اسلامي


Image and video hosting by TinyPic" />

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله

 

وَ عَلَیَ الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بقیتُ وَ

 

بَقیَ اللَیلِ وَ النَهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ العَهدِ مَنّی لِزیارَتِکُم

 

اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلی بنِ الحُسَین وَعَلی اَصحابِ الحُسَین 

فرهنگ عاشورايي الگوي بنيادين جامعه اسلامي

مقدمه "

عاشورا در مقایسه با بسیاری از رخدادها و حوادث دیگر، حجم کمی از وقایع را به خود اختصاص داده و آغاز و انجام آن، در برهه ای کوتاه اتفاق افتاده است; اما یکی از حوادثی است که در طول تاریخ خویش، بیشترین توجه را به خود جلب کرده و علاوه بر نقش گسترده و تاثیر عمیق اجتماعی - تاریخی خود، به صورت فرهنگی ویژه با ساختاری منحصر به فرد در آمده است. افزون بر ثمرات و رویکردهای اجتماعی - انسانی که همچنان استمرار دارد، فرجام عاشورا، شکل گرفتن فرهنگی نوین با ویژگیهای خاص خود در میان جامعه گسترده ای بود که هویت اسلامی اش، آن را از دیگرتمدنها و فرهنگها جدا می ساخت. فرجام تاریخی و دستاوردهای ماندنی عاشورا، در طول دهه ها و صده های پس از خود، به جریانی هویت بخشیدکه امروز می توانیم از آن به عنوان «فرهنگ عاشورا» نام ببریم.

ادامه نوشته

فریب ما مخور آقا دروغ می گوئیم

سلام بر دوستان

از اینکه دیر به دیر آپ می کنم شرمنده

ولی امروز هم فقط چون دلم خیلی پر بود اومدم

امیدوارم منو ببخشید ...!

 

فريب ما مخور آقا، دروغ ميگوييم!

به جان حضرت زهرا(س) دروغ ميگوييم!

چه ناله اي؟ چه فراقي؟ چه درد هجراني؟

نيا نيا گل طاها! دروغ ميگوييم!

تمام چشم براهي و انتظار و فراق

و ندبه هاي فرج را دروغ ميگوييم!

دلي كه مامن دنياست جاي مولا نيست!

اسير شهوت دنيا، دروغ ميگوييم!

زبان سخن ز تو گويد ولي براي مقام

به پيش چشم خدا هم دروغ ميگوييم!

كدام ناله؟ غربت كدام درد فراق؟

قسم به ام ابيها دروغ ميگوييم!

خلاصه اي گل نرگس كسي به فكر تو نيست

و ما به وسعت دريا دروغ ميگوييم!

مرا ببخش عزيزم كه باز ميگويم

نيا نيا گل طاها دروغ ميگوييم!

 

خدایا خودت ما را اصلاح و به جهت دیدار آقایمان لایق گردان ...!

تبریک

ای راهب کلیسا کمتر بزن به ناقوس

خاموش کن صدا را نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

بردار جان خود را با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

میلاد مسعود ثامن الحجج  ، سریع الارتضا ، معین الضعفا ، غریب الغربا امام علی بن موسی الرضا برتمام عاشقان و شیفتگان ولایت مبارک باد

چرا باید روزه بگیریم


چرا بايد روزه بگیریم ...؟

بسم الله الرحمن الرحيم

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا كُتِب عَلَيْكمُ الصيَامُ كَمَا كُتِب عَلي الَّذِينَ مِن قَبْلِكمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(سوره بقره آيه-183)

ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما واجب شد همچنان که بر امتهای قبل از شما واجب بود تا بدينوسيله خويشتن دار و باتقوا شويد

علي (عليه السلام) مي فرمايد : ان تقوي الله مفتاح سداد و ذخيرة معاد و عتق من كل ملكة و نجاة من كل هلكة

 تقوا و ترس از خدا ، كليد گشودن هر در بسته اي است ، ذخيره رستاخيز ، و سبب آزادي از بردگي شيطان و نجات از هر هلاكت است ( نهج البلاغه خطبه 230 ) .

یعنی ساده بگم اگه به در بسته خورده ای و کارت گیره و اسير شيطان و هواهای نفسانی هستی و از عاقبت خودت می ترسی این ماه پر برکت رو از دست نده و روزه بگیر که تمام اين مشکلات با همين روزه گرفتن حل خواهد شد  ان شاء الله

التماس دعا

حلول ماه مبارک رمضان، بهار قرآن، ضیافت الله را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر(عج) و  تمام عاشقان طریق هدایت تبریک عرض نموده و از بارگاه ربــوبی اش توفیق بهـــره مندی از برکات این ماه مبارک و نزول موجبات رحمتش بر همه عزیزان را مسئلت می داریم.

 

جمال يار

جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي

غبار ره بنشان تا نظر تواني كرد

قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشاءُ وَ يهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَاب(27) الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ تَطمَئنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئنُّ الْقُلُوب (28)سوره رعد

از همه دوستان التماس دعا دارم

حدیث عنوان بصری

با سلام از اینکه مدت زيادی نبودم از همه دوستان معذرت می خواهم کارام خیلی متراکم شده و دیگر اوقات زیادی برایم نمی ماند البته امروز با دست پر آمده ام و برای عاشقان طریق دوست و رهروان راه عشق مطلبی آماده کرده ام که امیدوارم مورد رضایت حضرت حق قرار گیرد ضمنا زحمت تایپ این مطلب را دوست عزیزم جناب آقای گلستان کشیده که از همین جا از ایشان هم تشکر می کنم .

حدیث را با ترجمه و متن اصلی آورده ام که همه ازش استفاده کنند .

بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث عنوان بصری

 

أقولُ:وَجَدتُ بِخَطِّ شَیخِنا البَهائی ـ قدس الله رُوحَهُ ـ ما هذا لَفظُهُ:

قالَ الشَّیخُ شَمسُ الدِین مُحَمَّدُ بنُ مَکِّیٍ: نَقَلتُ مِن خَطِّ الشَّیخِ اَحمَدَ الفَراهَانِیِّ رَحِمَهُ اللهُ عَن عُنوان البَصریٍ ـ و کانَ شَیخاً کَبِیراً قَدأَتَی عَلَیهِ اَربَعٌ وَ تِسعُونَ سَنَةً ـ قالَ: کُنتُ اَختَلِفُ اِلَی مالِکِ بِن اَنَسٍ سِنِینَ؛ فَـلََّما قَدِمَ جَعفَرٌ الصادِقُ عَلَیهِ السلام اَلمَدیِنَةُ اِختَلَفتُ اِلَیهِ و اَحبَبتُ أن آخُذَ عنه کَما أَخَذتُ عن مالِکٍ.

علامه مجلسی در بحارالانوار گوید: من به خط شیخ مان؛بهاءالدین عاملی ـ قدس الله روحه ـ روایتی را بدین عبارت یافتیم:

شیخ شمس الدین محمد بن مکی «شهید اول» گفت: نقل می کنم از خط شیخ احمد فراهانی ـ رحمه الله ـ از عنوان بصری ـ و وی پیرمردی فرتوت بود که از عمرش نود و چهار سال سپری می گشت ـ که گفت: سالیانی به نزد مالک بن انس رفت و آمد داشتم چون جعفر صادق علیه السلام به مدینه آمد من به نزد او رفت و آمد کردم و دوست داشتم همان طوری که از مالک تحصیل علم کرده ام از او نیز تحصیل علم نمایم.

فَقال لی یَوماً: اِنّی رَجُلٌ مَطلُوبٌ وَ مَعَ ذلک لی اَورادٌ فی کُلِّ ساعَۀٍ مِن آناء اللَّیلِ و النَّهارِ، فَلا تَشغَلنی عَن وِردی وَ خُذ عَن مالِکٍ و اختَلِف اِلَیه کَما کُنتَ تَختَلِفُ اِلَیهِ.

روزی حضرت به من گفت: من مردی هستم که دستگاه حکومت به دنبال من است (و آزاد نیستم و وقتم در اختیار خودم نیست و جاسوسان حکومتی مرا مورد نظر و تحت پیگرد دارند) علاوه بر این در هر ساعتی از شبانه روز وردها و ذکرهایی داریم که بدانها مشغولم. تو مرا از وردم باز مدار! و آنچه که از علم می خواهی از مالک بگیر و نزد او رفت و آمد داشته باش چنانکه قبل از این پیش وی رفت و آمد داشتی.

فَاغتَمَمتُ مِن ذلک وَ خَرجتُ مِن عِندِهِ وَ قُلـتُ فی نَفسی؛ لَو تَفَرَّسَ فِیَّ خَیـراً لَما زَجَرَنی عَنِ الاِختِـلافِ اِلَیه وَ الاَخذِ عَنهُ فَدَ خَلـتُ مَسجِدَ الرَّسُولِ (ص) وَ سَلَّمتُ عَلَیهِ ثُمَ رَجَعتُ مِنَ الغَدِ الی الرَّوضِۀِ وَ صَلَّیتُ فیها رَکعَتَینِ وَ قُلتُ: اَسئَلُکَ یا الله یا اَلله اَن تَعطِفَ عَلَیَّ قَلبَ جَعفَرٍ وَ تَرزُقَنی مِن عِلمِهِ ما أهتَدی بِهِ اِلی صِراطِکَ المُستَقیم.

من از این جریان غمگین شدم و از نزد وی بیرون آمدم و با خود گفتم اگر حضرت در من نشانه ی هدایت و خیری می یافت مرا از رفت و آمد به محضرش و فراگیری علمش محروم نمی کرد. پس از آن (در مسیر خود به مسجد الرسول رفته) داخل مسجد شدم و بر آن حضرت سلام کردم (و بیرون آمدم) سپس فردای آنروز باز به روضه مسجدالبی آمدم و دو رکعت نماز گذارده و عرض کردم: خدایا! پرودگارا! از تو می خواهم قلب امام جعفر صادق را به من مهربان کنی و از علمش مقداری روزی من نمایی تا به سوی راه مستقیم و استوارت راه یابم.

وَ رَجَعتُ اِلی داری مَغتَمّاً وَ لَم اَختَلِف اِلی مالکِ بنِ اَنسٍ لِما اُشرِبَ قَلبی مِن حُبِّ جَعفرٍ فَما خَرَجتُ مِن داری الاّ اِلی الصَّلوۀِ المَکتُوبَۀِ حَتّی عیلَ صَبری فَلَمّا ضاقَ صَدری تَنَعَّلتُ وَ تَرَدَّیتُ وَ قَصَدتُ جَعفراً وَ کانَ بَعدَ ما صَلَّیتُ العَصرَ.

با حال اندوه به خانه ام بازگشتم و چون دلم از محبت جعفر جرعه نوش شده بود دیگر نزد مالک بن انس نرفتم و از منزلم خارج نشدم مگر برای نماز واجب.

روزی بعد از نماز عصر بود که صبرم تمام شد و در حالی که سینه ام گرفته و طاقتم به پایان رسیده بود کفشهای خود را پوشیدم و ردایم را بر دوش افکنده آهنگ زیارت و دیدار جعفر بن محمد را کردم.

فَلَمّا حَضَرتُ بابَ دارِهِ اِستَأذَنتُ عَلَیهِ فَخَرَجَ خادِمٌ لَهُ فَقالَ: ما حاجَتُکَ ؟ قُلتُ السَّلامُ عَلی الشَّریف فقالَ هُوَ قائِمٌ فِی مُصَلاّهُ.فَجَلَستُ بِحِذاءِ بابِهِ فَما لَبِثتُ اِلاّ یَسیراً اِذ خَرَجَ خادِمٌ فَقالَ اُدخَُل عَلی بَرَ کَۀِ اللهِ فَدَخَلتُ وَ سَلَّمتُ عَلَیهِ فَرَدَّ السَّلامَ وَ قالَ: اِجلِس غَفَرَ اللهُ لَکَ.

چون به در خانه حضرت رسیدم اجازه ورود خواستم یکی از خدمت کاران بیرون آمد وگفت چه کاری داری؟ گفتم: میخواهم بر شریف سلام کنم.

خادم گفت: او در محل نمازش به نماز ایستاده است مختصری درنگ نمودم که خادمی آمد و گفت داخل شو که برکت خدای بر تو روی کرده است (که در این موقع حضرت تو را پذیرفت). داخل شدم و بر حضرت سلام نمودم. حضرت پاسخ گفتند و فرمودند بنشین خداوندت بیامرزد.

فَجَلَستُ فَأطرَقَ مَلیّاً، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ وَ قالَ: ابُومَن؟

قُلتُ: اَبو عَبدِاللهِ. قالَ: ثَبَّتَ اللهُ کُنیَتَکَ وَ وَفَّقَکَ یا اَبا عَبدِاللهِ، ما مَسألَتُکَ ؟ فَقُلتُ فِی نَفسی: لَو لَم یَکُن لِی مِن زِیارَتِهِ وَ التَّسلیم غَیرُ هَذَا الدُّعاءِِ لَکانَ کَثیراً.

نشستم, حضرت قدری به حال تفکر سر به زیر انداختند, و سپس سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه ات چیست؟ گفتم ابا عبدالله حضرت فرمودند: خداوند کنیه ات را ثابت گرداند و تو را موفق بدارد ای ابا عبدالله درخواستت چیست؟ (حضرت باز سر خود را به زیر انداخت و منتظر پاسخ من شد), در این لحظه با خود گفتم: اگر برای من از این دیدار و سلامی که بر حضرت کردم غیر از همین دعا هیچ چیز دیگری نباشد, همین بسیار است.

ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ ثُمَّ قالَ: ما مَسئَلَتُکَ ؟ فَقُلتُ: سَألتُ الله اَن یَعطِفَ قَلبَکَ عَلیَّ وَ یَرزُقَنی مِن عِلمِکَ وَ اَرجو اَنَّ اللهَ تَعالی أَجابَنی فِی الشَّریفِ ما سَألتُهُ فَقالَ: یا أباعَبدِاللهِ ! لَیسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ، اِنَّما هُوَ نورٌ یَقَعُ فِی قَلبِ مَن یُریدُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی اَن یَهدِیَهُ. فَاِن اَرَدتَ العِلمَ فَاطلُب اَوَلاً فِی نَفسِکَ حَقیقَۀَ العُبُودیَّۀِ وَ اطلُبِ العِلمَ بِاستعمالِهِ وَ استَفهِمِ اللهَ یُفهِمکَ.

حضرت باز سر خود را بلند نمود و گفت: چه می خواهی؟گفتم از خداوند در خواست کردم تا دلت را بر من نرم و مهربان کند و از علمت روزی ام کند و از درگاهش امید دارم آنچه را درباره ی حضرت شریفت خواسته ام به من عنایت کند.

حضرت فرمود: ای ابا عبدالله, علم به آموختن نیست. علم تنها نوری است که قرار می گیرد در دل کسی که خداوند تبارک و تعالی ارادۀ هدایت او را کرده است. پس اگر خواهان علم هستی ابتدا در جانت حقیقت عبودیت را طلب کن و علم را با عمل کردن به دانشت بخواه و از خدای طلب فهم کن تا تو را فهمیدن آموزد.

قُلتُ: یا شَریفُ. فَقالَ: قُل: یا اَبا عَبدِاللهِ. قُلتُ: یا اَبا عَبدِاللهِ، ما حَقیقَۀُ العُبُودیَّۀِ؟ قالَ: ثَلاثَۀُ أشیاءَ: اَن لا یَری العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوَّ لَهُ اللهُ مِلکاً لأَِنَّ العَبیدَ لا یَکونُ لَهُم مِلکٌ , یَرَوَنَ المالَ مالَ اللهِ یَضَعونَهُ حَیثُ أمَرَهُمُ اللهُ بِهِ وَ لایُدَبِّرَ العَبدُ لِنَفسِهِ تَدبیراً وَ جُملَۀُ اِشتِغالِهِ فِیما اَمَرَهُ تَعالی بِهِ وَ نَهاهُ عَنهُ. فَاذا لَم یَرَالعَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوَّلَهُ اللهُ تَعالی مِلکاً هانَ عَلَیهِ الاِنفاقُ فِیما أَمَرَهُ اللهُ تَعالی اَن یُنفِقُ فِیه. وَ اِذا فَوَّضَ العَبدُ تَدبیرَ نَفسِِهِ عَلی مُدَبِّرِهِ هانَ عَلیهِ مَصائِبُ الدُنیا وَ اِذا اِشتَغَلَ العَبدُ بِما اَمَرَهُ اللهُ تَعالی وَ نَهاهُ، لا یَتَفَرَّغُ مِنهُما اِالَی المِراءِ وَ المُباهاۀِ مَعَ النّاسِ.

گفتم: ای شریف, گفت: مرا اباعبدالله صدا بزن. گفتم: ای أباعبدالله, حقیقت عبودیت کدام است؟ بیان فرمود که سه چیز است: 1)بندۀ خدا برای خودش در آنچه خدا به وی سپرده ملکیتی نبیند. چرا که بردگان مالی ندارند, همه اموال را مال خدا می بیند و در جایی که خداوند امرشان کرده که مصرف کنند قرار می دهند. 2)و بندۀ خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند. 3)و تمام اشتغال او به کاری منحصر شود که خداوند او را به آن کار امر و یا از آن نهی فرموده است.

بنابراین, اگر بندۀ خدا برای خودش در آنچه که خدا به او سپرده ملکیتی نبیند, انفاق نمودن در آنچه خدا امرش کرده بر او آسان می شود. و چون بندۀ خدا تدبیر امور خود را به مدبرش بسپارد مصائب و مشکلات دنیا بر وی آسان می گردد. و زمانی که اشتغال ورزد به آنچه خداوند به وی امر و نهی کرده, دیگر فراغتی برای خودنمائی و فخرفروشی بر مردم نمی یابد.

فَاِذا اَکرَمَ اللهُ العَبدَ بِهذهِ الثَلاثَۀِ هانَ عَلَیهِ الدُّنیا وَ اِبلیسُ وَ الخَلقُ. وَ لا یَطلُبُ الدُنیا تَکاثُراً وَ تَفاخُراً وَ لا یَطلُبُ ما عِندَ النّاسِ عِزَّاً وَ عُلُوّاً وَ لا یَدعُ اَیّامَهُ باطِلاً فَهَذَا أوَّلُ دَرَجَۀِ التُّقی. قالَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی: تِلکَ الدّارُ الآخِرَۀُ نَجععَلُها لِلَّذینَ لا یُریدونَ عُلوّاً فِی الاَرضِ وَ لا فِساداً وَ العاقِبَۀُ لِلمُتَّقینَ.

چون خداوند بندۀ خود را به این سه خصلت گرامی دارد, دنیا و ابلیس و مردم در نظر وی آسان می گردد و به جهت زیاده اندوزی و فخرفروشی و مباهات بر مردم دنبال دنیا نمی رود و برای عزت و بزرگی آنچه را که در دست مردم است, طلب نمی کند و روزگارش را به تباهی از کف نمی دهد.

این اولین پله از نردبان تقوا است. خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «آن سرای آخرت است که برای کسانی که در زمین ارادۀ بلندمنشی ندارند و دنبال فساد نمی گردند, قرار دادیم و سرانجام نیک تنها برای مردم با تقوا است.»

قُلتُ یا اباعبدالله اَوصِنِی؟ قالَ: اُوصیکَ بِتِسعَۀِ اَشیاءَ فَاِنَّها وَصِیَّتی لِمُریدِی الطَّریقِ اِلَی اللهِ تَعالی وَ اللهَ أساَلُ اَن یُوَفِّقَکَ لاِستعمالِهِ ثَلاثُۀٌ مِنها فِی رِیاضَۀِ النَّفسِ وَ ثَلاثَۀٌ مِنها فِی الحِلمِ وَ ثَلاثَۀٌ مِنها فِی العِلمِ فَاحفَظها وَ اِیَّاکَ وَ التَّهاوُنَ بِها قَالَ عُنوانٌ: فَفَرَّغتُ قَلبی لَه.

گفتم: یا اباعبدالله! مرا سفارش و توصیه ای کن. فرمود: تو را به نه چیز سفارش می کنم که آنها توصیه ام به آرزومندان راه خداوند است و از پروردگار خواهانم تا تو را در انجام آنها موفق نماید. سه مورد آن در تربیت و تأدیب نفس و سه قسم در صبر و بردباری و سه امر آن در علم و دانش است. پس نگه دارنده این سفارشات باش و مبادا در انجام آنها سستی نمایی.

عنوان گوید: دلم را برای گفته هایش خالی و فارغ نمودم.

فَقالَ: امَّا اللَّواتِی فِی الرِّیاضَۀِ فَاِیَّاکَ اَن تَاکُلَ ما لاتَشتَهِیهِ فَاِنَّهُ یُورِثُ الحِماقَۀَ وَ البَلَهَ وَ لا تَأکُل اِلاّ عِندَ الجُوعِ وَ اِذا اَکَلتَ فَکُل حَلالاً وَ سَمِّ اللهَ وَ اذکُر حَدیثَ الرَّسولِ(ص) ما مَلَأَ آدمیٌّ وِعاءً شَرّاً مِن بَطنِهِ فَاِن کانَ وَ لابُدَّ فَثُلثٌ لِطَعامِهِ وَ ثُلثٌ لِشَرابِهِ وَ ثُلثٌ لِنَفسِهِ.

پس حضرت بیان کرد: اما آن چه که در تربیت نفس است: 1ـ مبادا چیزی را بخوری که بدان اشتها نداری که این حماقت و نادانی را به همراه دارد 2ـ نخور مگر آنگاه که گرسنه شوی 3ـ و چون خواستی بخوری به نام خدا از حلال بخور. و یادآور سخن رسول الله(ص) را که فرمود: هیچ وقت آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پرنکرده است.پس اگر ناچار به خوردن شد یک سوم شکم را برای طعام و یک سوم برای آب و ثلث دیگر را برای تنفسش باز گذارد.

وَ اَمَّا اللَّواتی فِی الحلم: فَمَن قالَ لَکَ اِن قُلتَ واحِدۀً سَمِعتَ عَشراً فَقُل: اِن قُلتَ عَشراً لَم تَسمَع واحِدَۀً.

وَ مَن شَتَمَکَ فَقُل لَهُ اِن کُنتَ صادقاً فیما تَقُولُ فَأسألُ  االلهَ اَن یَغفِرَ لی وَ اِن کُنتَ کاذِباً فِیما تَقُولُ فَاللهَ اَسألُ اَن یَغفِرَ لَکَ وَ مَن وَعَدَکَ بِالخَنی فَعِدهُ بِالنَّصِیحَۀِ وَ الرَّعاءِ.

اما سه خصلت صبوری: 1ـ اگر کسی به تو گوید: اگر سخنی گویی ده برابر می شنوی تو بگو: اگر ده تا بگویی سخنی هم نشنوی.

2ـ اگر کسی تو را دشنام دهد به او بگو: اگر در گفته ات راستگویی از خداوند خواهانم که از من درگذرد و اگر دروغگویی از خداوند خواهانم از تو درگذرد.

3ـ اگر کسی تو را تهدید به ناسزاگویی کند تو او را به خیر خواهی و مراعاتش مژده بده.

وَ اَمَّا اللَّواتِی فِی العِلم فَاسأَلِ العُلَماءَ مَا جَهِلتَ. وَ ایَّاکَ اَن تَسأَلَهُم تَعَنُّتاً وَ تَجرِبَۀً و اِیَّاکَ اَن تَعمَلَ بِرَأیِکَ شَیئاً. وَ خُذ بِالاِحتیاطِ فِی جَمیعِ ما تَجِدُ اِلَیهِ سَبیلاً. وَ اهرُب مِنَ الفُتیا هَربَکَ مِنَ الأَسَدِ وَ تَجعَل رَقَبَتَکَ لِلنَّاسِ جِسراً.

اما آن سه که دربارۀ علم است: 1ـ آنچه را که نمی دانی از دانایان بپرس و مبادا سؤالی برای امتحان کردن و به زحمت انداختن از آنان بپرسی.

2ـ مبادا بر اساس خودرأیی و خودمحوری دست به کاری زنی, و در تمام کارهایی که زمینه احتیاط وجود دارد مسیر احتیاط را رها مکن.

3ـ از فتوا دادن بگریز همان طور که از شیر درنده می گریزی و مراقب باش گردن خویش را پل عبور مردم قرار ندهی.

قُم عَنِّی یا اباعَبدِالله فَقَد نَصَحتُ لَکَ وَ لاتُفسِد عَلیَّ وِرِدی فَانِّی امرُءٌ ضَنینٌ بِنَفسی وَ السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی.

ای اباعبدالله دیگر از نزدم برخیز براستی که برایت خیرخواهی کردم و ذکر و وردم را از بین نبر که من مردی بدگمان به نفسم هستم و بر گذشت عمر و ساعات زندگی دقت دارم. و سلام بر پیروان هدایت.

امیدوارم مورد استفاده و عمل همه دوستان قرار گیرد التماس دعا

دعابراى پدر و مادر

دعاى حضرت سجاد (ع) براى پدر و مادرش كه درود خداوند برآنان باد  (قسمت اول)

 

خداوندا بر محمد بنده و فرستاده‏ات و بر خاندان پاكش درود فرست، و آنان را به بهترين درودها و رحمت و بركات و سلام خود اختصاص بفرما.

الهى پدر و مادرم را به كرامت نزد خود و درود از سوى خود ممتاز كن. اى مهربانترين مهربانان.

خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و دانستن آنچه درباره ايشان بر من لازم است به من الهام كن، و آموختن همه آن واجبات را بى كم و كاست برايم فراهم نما، آنگاه مرا به آنچه در اين زمينه الهام كرده‏اى بكار گير، و توفيقم ده تا نسبت به آنچه به من بصيرت مى‏دهى اقدام كنم، تا بكار بستن چيزى از آنچه به من تعليم داده‏اى از دستم نرود و از خدمتى كه به من الهام فرموده‏اى احساس سنگينى نكند.

  خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همانطور كه ما را به وجودش شرافت بخشيدى و بر محمد و آلش درود فرست آن سان كه به سبب آن حضرت براى ما حقّى بر عهده مردم واجب نمودى.

 خداوندا چنان كن كه از هيبت پدر و مادرم بسان هيبت سلطان خودكامه بيمناك باشم، و به هر دو چون مادرى مهربان نيكى نمايم، و اطاعت از آنان و خوشرفتارى با آنان را در نظرم از لذّت خواب در چشم خواب آلود شيرينتر و براى سينه‏ام از شربت گوارا در ذائقه تشنه گواراتر گردان، تا خواسته ايشان را بر خواسته خود ترجيح دهم، و خرسندى آنان را بر خرسندى خود مقدم دارم، و خوبى ايشان در باره خود هر چند اندك باشد زياد بينم، و نيكويى خود را در باره ايشان هر چند بسيار باشد كم شمارم.

خداوندا، صدايم را در محضر آنان ملايم كن، و گفتارم را بر آنان خوشايند فرما، و خويم را نسبت به آنان نرم كن، و قلبم را بر آنها مهربان ساز، و مرا نسبت به هر دو خوشرفتار و دلسوز قرار ده.

خداوندا به آنها به پاس تربيت من جزاى نيكو عنايت فرما و در مقابل آنكه مرا گرامى داشتند جزاى خير عطا فرما، و هر رنجى را در كودكى نسبت به من تحمّل كرده‏اند در حق ايشان منظور كن.

خداوندا اگر از جانب من آزارى به آنان رسيده يا از من كار ناخوشايندى ديده‏اند يا حقى از آنان بوسيله من از بين رفته همه را موجب پاك شدن آنان از گناهانشان و مايه رفعت مقامشان و افزونى حسناتشان قرار ده، اى كه بديها را با چندين برابر به خوبى تبديل مى‏كنى.

الهى اگر در گفتار با من از اندازه بيرون رفته‏اند يا در عملى نسبت به من زياده روى نموده‏اند يا حقى را از من ضايع كرده‏اند يا از وظيفه پدرى و مادرى در باره من كوتاهى نموده‏اند، من اين حق خود را به آنان بخشيدم و آن را مايه احسان بر آنها قرار دادم و از تو مى‏خواهم كه وزر و وبال آن را از دوش آنان بر دارى زيرا كه من نسبت به خود، آنان را متهم نمى‏كنم و آنان را در مهربانى در حق خودم سهل انگار نمى‏دانم و از آنچه در باره‏ام انجام داده‏اند ناراضى نيستم اى پروردگار من   زيرا رعايت حق آنان بر من واجبتر، و احسانشان نسبت به من ديرينتر و نعمتشان بر من بيشتر از آن است كه آنان را از روى عدل قصاص كنم، يا نسبت به ايشان مانند آنچه نموده‏اند رفتار كنم

 الهى اگر چنين كنم پس روزگار مديدى كه در تربيت من سپرى كرده‏اند، و رنجهاى زيادى كه در نگاهدارى من تحّمل نموده‏اند و آن همه كه بر خود تنگ گرفتند تا به زندگى من گشايش بخشند چه مى‏شود؟ بعيد است كه پدر و مادرم بتوانند حق خود را از من بستانند و من نمى‏توانم حقوقى را كه از آنها بر عهده دارم تدارك نمايم و وظيفه خدمت آنان را انجام دهم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و مرا يارى ده اى بهترين كسى كه از تو يارى جويند، و مرا توفيق ده اى راهنماينده‏تر كسى كه به او روى مى‏آورند، و در آن روز كه همه بدون آنكه بر آنان ستم رود جزا مى‏بينند مرا در زمره آنان كه عاق پدر و مادرند قرار مده.

خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست، و پدر و مادرم را به بهترين چيزى كه پدران و مادران بندگان با ايمانت را به آن امتياز داده‏اى مخصوص گردان، اى مهربانترين مهربانان.

 خداوندا ياد آنان را در پس نمازهايم، و در اوقات شبم و در ساعات روزم از صفحه قلبم مزداى.

خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و مرا به بركت دعايى كه براى آنان دارم بيامرز، و آنان را بخاطر خوبيهايى كه در حق من داشته‏اند مشمول آمرزش حتمى خود قرار ده و به شفاعت و ميانجيگرى من از آنان بطور مسلّم خشنود شو و آنان را با كرامت به سر منزل مقصودشان در بهشت برين برسان.

خداوندا اگر پدر و مادرم را پيش از من آمرزيدى پس ايشان را شفيع من قرار ده، و اگر مرا پيش از آنان مورد آمرزش خود قرار دادى پس مرا شفيع ايشان بنما، تا در پرتو مهربانيت در سراى كرامت، و جايگاه مغفرت و رحمتت گرد آئيم، زيرا كه تو صاحب فضل بزرگ و نعمت ديرين هستى و تو مهربانترين مهربانانى.

خدا پدر مادرهايتان را براتون نگه دارد و اونايی هم که در قيد حيات نيستند خدا رحمتشان کند.

تسليت

انا لله و انا الیه راجعون

 

اميرالمؤمنين (ع) : «اذا مات العالم ثلم فى الاسلام ثلمة لا يسدها شىء الى يوم القيامة» (بحار : 2/43)

با مرگ هر دانشمند چنان رخنه اى در اسلام پديد مى آيد كه تا روز قيامت هيچ چيز آن را فرو نمى پوشد و جبران نميکند .

ضايعه جبران ناپذير در گذشت مرجع عاليقدر تقليد و فقيه بزرگوار حضرت آيت الله آقاي حاج شيخ محمد فاظل لنکرانی قدس الله سره كه از استوانه هاي بزرگ علمي حوزه مقدسه و عالم عاملي كه ميان طلاب و جوانان و بسيجيان شخصيتي محبوب داشتنتد و با تعليم و تربيت شاگرداني با فضيلت منشاء خدمات شاياني به اسلام و مذهب حقّه تشيع بودند موجب تأثر فراوان گرديد.اين فقدان اسف بار را به محضر حضرت بقية الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و مقام معظم رهبري(مد ظله العالي)، مراجع بزرگ تقليد و علماي اعلام، حوزه هاي علميه به ويژه حوزه مقدسه قم و عموم مسلمانان و بازماندگان محترم آن مرحوم تسليت عرض مي كنم.

 عظم الله اجورنا واجوركم بهذا المصاب الجلل

تسلیت

سلام

شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها را به پیشگاه ولی الله اعظم حضرت صاحب الزمان (عج) و محضر تمامی عاشقان محبت زهرا (س) تسلیت عرض می کنم

امشب پرستوي علي از آشيان پر مي کشد

داغ  فراق فاطمه آخر علي را مي کشد

اسماء بريز آب روان بر روي گلبرگ گلم

ياسم شده چون ارغوان ، واي از دلم ، واي از دلم

التماس دعا

شگفی از چهار نفر

امام صادق عليه السلام فرمودند :

در شگفتم براى كسى كه از چهار چيز نگران است ، چگونه به چهار چيز پناه نمى‏برد؟

 

در شگفتم براى كسى كه ترس بر او غلبه كرده، چگونه به ذكر « حَسْبُنَا اللَّهُ و نِعْمَ الْوَكيلُ » ( سوره آل عمران  - آيه 173) پناه نمى‏برد. زيرا بتحقيق شنيدم كه خداوند عزّ و جلّ به دنبال ذكر ياد شده فرمود: { فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ و فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسهُمْ سُوءٌ } پس (آن كسانى كه به ذكر فوق تمسّك جستند) همراه با نعمتى از جانب خداوند (عافيت) و چيزى زائد بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هيچ گونه بدى به آنان نرسيد( سوره آل عمران  - آيه 174).

 

و در شگفتم براى كسى كه اندوهگين است، چگونه به ذكر « لا الهَ الا انْتَ سُبْحانَكَ انِّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ »( سوره انبيا  - آيه 87) پناه نمى‏برد. زيرا بتحقيق شنيدم كه خداوند عزّ و جلّ به دنبال ذكر فوق فرمود: { نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ } پس ما (يونس را در اثر تمسّك به ذكر ياد شده) از اندوه نجات داديم و همين گونه مؤمنين را نجات مى‏بخشيم( سوره انبيا  - آيه 87).

 

و در شگفتم براى كسى كه مورد مكر و حيله واقع شده، چگونه به ذكر « أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ » ( سوره غافر  - آيه 44) پناه نمى‏برد. زيرا بتحقيق شنيدم كه خداوند عزّ و جلّ به دنبال ذكر فوق فرمود: { فَوَقيهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ مامَكَرُوا } پس خداوند (موسى را در اثر ذكر ياد شده) از شر و مكر فرعونيان مصون داشت ( سوره غافر  - آيه 44).

 

و در شگفتم براى كسى كه طالب دنيا و زيبائيهاى دنياست، چگونه به ذكر «ما شاء اللّه لا قوّة إلا باللّه» ( سوره کهف  - آيه 39 ) پناه نمى‏برد. زيرا بتحقيق شنيدم كه خداوند عزّ و جلّ بعد از ذكر ياد شده (از زبان مردى كه فاقد نعمتهاى دنيوى بود، خطاب به مردى كه از آن نعمتها بهره‏مند بود) فرمود: { إنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالا وَ وَلَدا فَعسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْرا مِنْ جَنَّتِكَ } اگر تو مرا به مال و فرزند، كمتر از خود مى‏دانى پس اميد است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد... ( سوره کهف  - آيه 39و40  )

نورعلى‏نوردرذكروذاكرومذكور ص :  15

اميدوارم مورد استفاده تان واقع شود و صد البته که التماس دعا هم دارم

آتش دل

سلام غزلی از حافظ براتون انتخاب کردم اميدوارم خوشتون بياد

 

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

 

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

 

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

 

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

 

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

 

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت

 

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

 

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

 

 

 لطفا از نظرات سازنده خود محروممان نفرمایید

 

 

تنگدستى مقدَّر

با سلام چند مدتی بود نبودم و در واقع زائر اهل بیت (ع) بودم امیدوارم خدا به همه شما دوستان قسمت کنه و امروز  براتون یه حدیث ناب از امیرمومنان حضرت علی (ع) هدیه دارم امیدوارم مورد استفاده خیلی ها بشه .

یک حديث از امام علي ( ع)

 

مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ، فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ حُسْنُ نَظَر مِنَ اللّهِ لَهُ فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً وَ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفًا.
هر كه تنگدست شد و فکر نکرد كه اين از لطف خدا به اوست، يك آرزو را ضايع كرده و هر كه وسعت در مال يافت و نپنداشت كه اين يك غافلگيرى از سوى خداست، در جاى ترسناكى آسوده مانده است.

راستی پیامبر اعظم (ص) نیز فرموده اند : الفقر فخری یعنی فقر برای من افتخار است !  
از تمام دوستانی که لطف کرده و نظر می دهند کمال تشکر را دارم ضمنا عزیزانی هم که تمایل به تبادل لینک دارند در خدمت هستیم .

زبان و خاموشی

 خطر رهائى زبان و فضيلت خاموشى

 

نبىّ اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم مى‏فرمايد:

 [1] من صمت نجا.

 هر كه خاموشى گزيد نجات يافت

 

[2] الصّمت حكمة و قليل فاعله.

 خاموشى حكمت است ولى فاعلش كم است

 

 [3] من يتكفّل لي بين لحييه و رجليه اتكفّل له بالجنّة.

هر كس متعهد شود كه زبان و شهوتش را حفظ كند، من براى او بهشت را تعهّد مى‏كنم

 

[4] من وقى شرّ قبقبه و ذبذبه و لقلقه فقد وقى.

 هر كس از شرّ شكم و شهوت و زبانش محفوظ بماند، محفوظ است به اين معنى كه ديگر هيچ خطرى متوجه او نيست.

 

 [5]هل يكبّ النّاس على مناخرهم الا حصائد السنتهم. اين جمله را حضرت در جواب كسى فرمود كه از او پرسيد: آيا ما را به خاطر حرفهايمان مؤاخذه مى‏كنند؟

 آيا جز فرآورده‏هاى زبان چيز ديگرى انسان را سرنگون مى‏كند؟

 

 : [6] من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليقل خيرا او ليصمت.

 هر كس به خدا و قيامت ايمان دارد يا نيكو سخن بگويد يا ساكت شود

 

 [7] انّ لسان المؤمن وراء قلبه فاذا اراد ان يتكلّم بشي‏ء تدبّره بقلبه ثمّ امضاه بلسانه و انّ لسان المنافق امام قلبه فاذا همّ بشي‏ء امضاه بلسانه و لم يتدبّره بقلبه.

 زبان مؤمن بعد از قلبش قرار دارد بنابر اين هر وقت بخواهد چيزى بگويد اول آن را با قلبش مى‏سنجد سپس با زبان بيانش مى‏كند، ولى زبان منافق قبل از قلبش قرار دارد، هنگامى كه مى‏خواهد چيزى بگويد قبل از آنكه قلبش در آن تدبر كند، آن را به زبان مى‏راند

 با تشکر از دوستانی که نظر می دهند لطفا در مورد مواردی که جاشون خالیه و یا به نظرشون لازمتره نظر بدید تا  براتون مطلب تهیه کنم

از توجه شما و نیز لطف کسانی که نظر می دهند ممنونم

نیایش

 دعاى حضرت امام سجاد (ع) که در حق خود و دوستانشان فرموده اند .

اى خداوندى كه عجايب عظمت تو پايانی ندارند، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را از الحاد در برابر عظمت ذات خود بازدار.

اى خداوندى كه زمان فرمانرواييت را نهايتى نيست، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را از مكافات عقوبت خويش رهايى بخش.

اى خداوندى كه گنجینه های رحمتت فنا نشود، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را از رحمت خويش نصيبى ده.

اى خداوندى كه ديدگان از ديدارت فرومانند، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را به مقام قرب رحمت خود نزديك فرما.

اى خداوندى كه در برابر عظمت تو هر عظمتى حقير نمايد، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را در پیشگاه خود گرامى بدار.

اى خداوندى كه هر نهانى پيش تو آشكار است، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را در روز رستاخیز نزد خود رسوا مگردان.

خداوندا، ما را به عطاى خويش از عطاى هر بخشنده‏اى بى‏نياز گردان. به پيوند خويش وحشت تنهايى از ما دور بدار تا به بخشش تو به كس جز تو نگراييم و در پناه جود و احسان تو از كس نهراسيم.

بار خدايا بر محمد و خاندانش درود بفرست و به سود ما تدبير كن نه بر زيان ما. به سود ما مكر نما نه به زيان ما. ما را پيروزى ده و پيروزى از ما مستان.

پروردگارا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را از خشم خود دور نگه‏دار و در پناه خود بدار. ما را به خود راه نماى و از خود دور مدار، كه هر كرا از خشم خود دور نگهدارى سلامت به دست آرد و هر كرا راه نمايى به دانش رسد و هر كرا به خود نزديك گردانى سود برد.

بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را از سطوت حوادث زمان و شرّ دامهاى شيطان و تلخى قهر سلطان حفظ فرماى.

بار خدايا، هر كه بى‏نيازى يافته تنها به فضل و قوّت تو يافته، پس بر محمد و خاندان او درود بفرست و ما را بى‏نياز گردان. بخشندگان چون دست سخا گشايند، تنها از فضل انعام تو بخشند، پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و بر ما عطا ببخشاى. هدايت‏يافتگان تنها به نور وجه تو هدايت يافته‏اند، پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را هدايت فرماى.

خداوندا، آن را كه تو يارى كنى به خذلان كس زيان نبيند و آن را كه تو بر او ببخشايى به منع كس نقصان نگيرد و آن را كه تو راه بنمايى به گمراهى كس از راه نرود. پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را به عزت خويش از آسيب بندگانت در امان دار و به بخشايش خويش از هر كس، جز خود، بى‏نياز فرماى و به راهنمايى خويش راه ما به حق بگشاى.

بارالهی ، بر محمد و خاندانش درود بفرست و سلامت دلهاى ما را در ياد كرد عظمتت، آسايش ابدان ما را در شكر نعمتت و گشادگى زبان ما را در وصف احسانت قرار ده.

بارپروردگارا درود بفرست بر محمد و خاندان او و ما را در زمره داعيانى در آور كه به تو دعوت مى‏كنند و در شمار راهنمايانى كه به تو راه مى‏نمايند و ما را از خاصترين خاصان درگاه خود گردان. يا ارحم الراحمين.

امیدوارم دعای حضرت سیدالساجدین و زین العابدین امام سجاد (ع) در مورد همه تان مستجاب شود

 

جهت بهتر شدن وبلاگ و استفاده از راهنمائی های شما عزیزان نظر فراموشتان نشود التماس دعا 

شمع هدايت

 

با سلام محضر همه دوستان خوبم که به اين وبلاگ تشريف می آورند اميدوارم مطالبم مورد استفاده شما قرار گيرد

 

 

براى به کمال رسيدن نفس و طىّ مدارج و معارج كمال انسانيّت اكتفا به علوم  ذهني فكري مانند تعليم و تعلّم فلسفه به هيچ وجه  كافى نخواهد بود، چون ترتيب قياس و برهان بر اساس منطق صحيح و مقدّمات صحيح فقط نتيجه اش قانع کردن ذهن است ، ولى قلب و روح را اشباع نمى‏كند و روان را از تشنگى و عطش وصول به حقايق و شهود دقايق سيراب نمى‏سازد فلذا امير مؤمنان عليه السّلام در ضمن دعايی فرموده اند :

اللّهُمَّ نوّر ظاهرى بطاعتك، و باطنى بمحبّتك، و قلبى بمعرفتك، و روحى بمشاهدتك، و سرّى باستقلال اتّصال حضرتك، يا ذا الجلال و الإكرام

خداوندا ظاهرم را به طاعتت، و باطنم را به محبّتت، و قلبم را به شناختت، و روحم را به ديدارت، و سويدايم ( سر درون و جانم ) را به پيوستگى تامّ به حضرتت نور بخش، اى صاحب جلال و جمال‏

اين روشنى ز پرتو شمع هدايت است     دود چراغ مدرسه اين نور كى دهد؟

 

امير مؤمنان عليه السّلام فرمود:

«إنّ اللّه خصّ الملك بالعقل دون الشّهوة و الغضب و خصّ الحيوانات بهما دونه و شرّف الإنسان باعطاء الجميع فإنّ انقادت شهوته و غضبه لعقله صار أفضل من الملائكة لوصوله إلى هذه المرتبة مع وجود المنازع. و الملائكة ليس لهم مزاحم»

(جامع السعادات، ج 1 - ص 34)

«خداوند فرشتگان را تنها عقل داد نه شهوت و غضب، و حيوانات را تنها شهوت و غضب داد نه عقل، ولى انسان را به اعطاى همه اين‏ها شرافت بخشيد. لذا اگر شهوت و غضب او تحت فرمان عقلش قرار گيرد بالاتر از فرشتگان خواهد بود، چون با وجود نيروى مخالف به چنين مقامى رسيده است».

در حـديـث آمـد كــه يـزدان مـجـيــد    

خــلـق عـالـم را سـه گــونـه آفـريــد

يـك گـره را جـمـلـه عقل و علم و جود              

آن فـرشـتـه اسـت و نـداند جز سجود

نيسـت انـدر عنصرش حـرص و هـوى           

 نـور مـطـلـق زنــده از عـشــق خـــدا

يــك گــروه ديگــر از دانــش تــهــى        

هـمـچــو حيــوان از علــف در فربهـى

او نـبـيـنـد جــز كـه اصطـبـل و عـلـف        

 از شـقـاوت غــافــل اســت و از شرف

ايـــن سـوم هـسـت آدمـيـزاد و بـشـر         

از فــرشـتــه نـيــم او نـيـمـش ز خـر

نــيــم خــر خــود مـايـل سفـلـى بـود     

  نــيــم ديـگــر مــايـل عـلــوى شــود

تــا كــدامـيـن غـالــب آيــد در نبــرد      

   زيــن دوگـانــه تــا كـداميـن بـرد نرد

عـقـل اگـر غـالـب شـود پس شد فزون          

از مـلائـــك ايـــن بـشــر در آزمــون

شهـوت ار غالـب شـود پـس كمتر است          

  از بـهائـم ايـن بـشـر زانـك ابـتـر است

التماس دعا

 

گریه امام صادق(ع) برای حضرت مهدی (عج)

با سلام محضر همه دوستان خوبم که به این وبلاگ تشریف می آورند این مطلب را تقدیم می کنم به تمام شما و همه عاشقان حضرت حجت (عج) .

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از سدیر صیرفی نقل کرده است که گفت:

به همراه مفضل و ابو بصیر و ابان بن تغلب خدمت مولایمان امام صادق (ع) شرفیاب شدیم و آن حضرت را دیدیم که بر روی خاک نشسته است و جامه ای خیبری که پوشاکی پشمین است به تن نموده و ان یقه ای نداشت و آستین هایش کوتاه بود ، او همچون مادری جوان مرده با جگری سوخته گریه می کرد ، آثار غم و اندوه بر گونه های مبارکش آشکار و رنگ چهره اش دگرگون گشته بود و اشک فراوان، چشمانش را متورم ساخته بود ، او با این سوز و آه چنین فرمود ؛

سیدی غیبتک نفت رقادی و ضیقت علیَّ مهادی وابتزّت منی راحه فوادی سیدی غیبتک وصلت مصابی بفجائع الابد و فقد الواحد بعد الواحد یفنی الجمع و العدد...

ای سرور من ! غیبت تو خواب را از دیدگانم ربوده ، و دنیا را با تمام وسعتش بر من تنگ نموده و ارامش دلم را از من سلب کرده است . سرور من ! غیبت تو مصیبت مرا همیشگی ساخته و از دست دادن یکی بعد از دیگری جمع ما را پراکنده و سرمایه ما را از بین برده است .

قطرات اشکی که از دیدگانم فرو می ریزد و ناله های دردناکی که بر اثر بلاها و مصیبتهای گذشته از سینه ام بیرون می آید تا بخواهد تسکینی پیدا کند مصیبتهای جانکاه تر و بلاهای بزرگتر آینده را در مقابل چشمان خود احساس می کنم ، بلاهای سختی که با غضب تو آمیخته و حوادث ناگواری که با خشم تو عجین گشته است.

سدیر گوید ؛ از مشاهده این وضعیت دردناک و گفتار سوزناک امام(ع) نزدیک بود عقل و هوش خود را از دست بدهیم ، دلهایمان بدرد آمد و جریحه دار شد و گمان کردیم که حادثه ناگواری به آن حضرت روی آورده و بلا و مصیبتی به ساحت مقدسش وارد گشته است ، عرض کردیم :

ای فرزند بهترین مخلوقات ؛ خدا چشمانت را گریان نفرماید ، چه حادثه ای رخ داده که ای چنین اشک از چشمانت جاری ساخته و تو را به ماتم نشانده است ؟

امام صادق (ع) آهی عمیق و دردناک از اعماق دل کشید و آنگاه به ما فرمود :

وای بر شما ، صبح امروز در کتاب جفر نگاه می کردم – و آن کتابی است که علم مربوط به مرگ و میرها ، بلاها و مصیبت ها و تمام رویدادهای گذشته و آینده جهان را دربر دارد و خداوند تبارک و تعالی آن را به پیغمبر اکرم (ص) و ائمه طاهرین علیهم السلام اختصاص داده است – در ان کتاب در باره ولادت قائم (صلوات الله علیه) تأمل کردم ، او از دیده ها غایب می شود ، غیبتش به درازا می کشد ، و عمرش طولانی می گردد ، مومنان در آن زمان دچار گرفتاری و امتحان می شوند ، شک و تردید های فراوان از طولانی شدن غیبت در دلهای آنان راه پیدا می کند ، و بیشتر آنها از دین خود مرتد می شوند ، واز تعهد اسلام خارج می گردند و آن رشته انقیاد به اسلام را از گردن خود باز می کنند و آن همان رشته ولایتی است که خداوند تبارک و تعالی فرموده است ؛

{ و کل انسان أالزمناه طائره فی عنقه } سوره اسراء،آیه 13

« و مقدرات هر انسانی را در گردن او نهادیم »

از مطالعه احوال آنها دل شکسته شدم و غم و اندوه فراوان بر من چیره گشت

عرض کردیم : ای فرزند رسول خدا ، بر ما منت بگذار و مورد لطف خود قرار بده و در بعضی از آنچه می دانی ما را شریک گردان . فرمود؛

خداوند تبارک و تعالی سه جریانی را که برای سه تن از پیامبران واقع شده در باره قائم ما جاری خواهد ساخت . ولادت او را همچون ولادت حضرت موسی ، و غیبتش را مانند عیسی ف و طولانی شدن آن را همانند طولانی شدن جریان حضرت نوح مقدر نموده است ، و عمربنده صالح خود حضرت خضر (ع) را دلیلی بر عمر آن حضرت قرار داده است .

دیـگــر زشــاخ ســرو سهـی بـلبـل صبـور

گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور

ای گـل بـه شـکر آنـکه تویی پـادشاه حسن

بـا بـلبـلان بـیـــدل شیـــدا مکـــن غــــرور

از دسـت غـیـبـت تــو شـکایــت نمی کـنـم

تــا نـیـسـت غـیــبـتـی نـبـود لـذت حضـور

گر دیگران به عیش وطرب خرمند و شاد

مــا را غـــم نــگــــار بــود مـایــه ســرور

حافظ شکایت از غم هجــران چـه می کنی

در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور

 اللهم عجل لولیک الفرج

امیدوارم که بهره برده باشید التماس دعا

 

زنگ بيدار باش قرآن

زنگ بيدار باش توسط قرآن  :

بله تعجب خواهید کرد  وقتی بگویم كه اگر مي خواهيد ساعت خاصي از خواب بيدار شويد ،‌ مي توانيد اين آيه شريفه را از سوره كهف بخوانيد .

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً [الكهف : 110]

من بار ها تجربه كرده ام و خيلي جالب عمل مي كند . مطمئن باشيد كه بيدار مي شويد

اگه بیدار شدید ما را هم در نماز شبتان دعا کنید

سالروز شهادت ثامن الائمه علي ابن موسي الرضا (ع) را تسليت و تعزيت عرض مي نمايم اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَمَن تَحت الثَّریاَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اوليائِکَ (التماس دعا)

اربعین حسینی

فرا رسيدن اربعين سيدالشهدا را به شما دوستان عزيز تسليت عرض می نمايم

در روايات داريم که چند چيز از نشانه های مومن است که زيارت امام حسين (ع) در روز اربعين يکی از آنهاست و ان شاءالله بتونيد به زيارت اربعين امام حسين (ع) مشرف شويد در مفاتيح الجنان در بخشي از زيارت اربعين امام حسين مطلبی آمده که در حقيقت فلسفه قيام آن حضرت و نيز به نوعی وظيفه ما در طريق شناخت آن حضرت را بيان می کند و آن مطلب اين است :

وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة

خدايا امام حسين (ع) جانش را در راه تو فدا کرد تا بندگانت را از جهالت و حيرت گمراهی نجات دهد         (زيارة الأربعين )

پروردگارا ما نيز با نور حسينت از حيرت گمراهی و تاريکی نجات ده

 

والاترين و مهمترين مطلبی که بعد از حادثه عاشورا  موجب زنده ماندن اين جريان و واقعه بزرگ شد نقش آفرينی حضرت زينب (سلام الله عليها) بود سخنرانی های آتشين و کوبنده آن بانوی بزرگوار و دفاع جانانه و عالمانه ايشان از حريم ولايت و امامت و رساندن پيام شهيد کربلا از کوفه تا شام و در گستره تاريخ تا به امروز نشان از عظمت روحی و جلالت مقام و شأن آن حضرت دارد

فلک بريده لباس عزا به قامت زينب

يقين من که نيامد زنی به طاقت زينب

زبعد فاطمه در شأن و قدر و صبر نيامد

زنی به حوصله زينب و لياقت زينب

 اميدوارم که خدا به حرمت تمام مصائبی که حضرت زينب (سلام الله عليها) کشيدند هر چه زودتر فرج حضرت ولی عصر (عج) همان منتقم اصلی خون شهدای کربلا را برساند و ما را در رکاب آن حضرت به فيض بزرگ شهادت نائل کند .

مگو زينب بگو ام المصائب کاندرين عالم

قضا آماده بهرش صد بلای ناگهان دارد

مگو زينب بگو يک آسمان صبر و شکيبايي

غلط گفتم زصبرش شرمساری آسمان دارد

التماس دعا حتما با نظراتتون در بهتر شدن وبلاگ کمکم کنيد